ببعض الرأس و بعض الرجلين ، فضحك و قال : يا زرارة قاله رسول اللّه و نزل به الكتاب من اللّه ( عز و جل ) لان اللّه ( عز و جل ) قال :
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ
، فعرفنا أنّ الوجه كلّه ينبغى أن يغسل ، ثم قال : و أيديكم الى المرافق ، فوصل اليدين الى مرافقين بالوجه ، فعرفنا أنه ينبغى أن يغسلا الى المرفقين ، ثم فصل بين الكلام فقال : و امسحوا برءوسكم ، فعرفنا حين قال : برءوسكم أن المسح ببعض الرأس لمكان الباء ، ثم وصل الرجلين بالرأس كما وصل اليدين بالوجه فقال : و ارجلكم الى الكعبين ، فعرفنا حين وصلهما بالرأس أن المسح على بعضهما ، ثم فسّر ذلك رسول اللّه للناس فضيعوه » « 1 » .
5 - در پارهاى از روايات برخى از مصطلحات اصولى مانند : ناسخ و منسوخ ، عام و خاصّ و غيره وارد شده است . « 2 »
6 - به اطلاق آيات و رواياتى كه بر حجّت بودن خبر واحد ، اصل برائت ، استصحاب و غيره دلالت دارد نيز مىتوان استدلال نمود و به كار بردن پارهاى از قواعد اصولى را براى استنباط احكام از صدر اسلام اثبات كرد . « 3 »
خلاصهء سخن اينكه اين قبيل آيات و روايات ، همه بر اين دلالت دارد كه اجتهاد و به كار بردن قواعد اصولى ( و لو در سطحى بسيار ساده ) از همان صدر اسلام معمول و متعارف بوده است .
و اگر مقصود استاد ابو زهره و ديگران ، از كلماتى نظير وضع ، تدوين علم اصول باشد ، به اين معنى كه شافعى اولين كسى است كه در علم اصول ، كتابى تدوين كرده است ، پاسخ آن بهزودى در دورهء دوم تحوّل علم اصول داده خواهد شد .
آية اللّه سيّد حسن صدر در كتاب تأسيس الشيعة ، مؤسس علم اصول را امامين همامين : حضرت باقر و حضرت صادق - عليهما السلام - دانسته و گفته است : « اوّل من
هامش
( 1 ) - حاج آقا رضا همدانى ، مصباح الفقيه ، عمل چهارم وضو ، ص 144 . زراره سؤال مىكند : چرا مسح در وضو به جزئى از سر و جزئى از پاها است ، حضرت به ظاهر كتاب و سنّت استدلال مىكند ، چه ظاهر « اغسلوا وجوهكم » شستن همهء صورت است و چون « ايديكم الى المرافق » برآن عطف شده پس همهء آنها تا مرفق بايد شسته شود و ظاهر « امسحوا برءوسكم » به علت وجود باء ، مسح به بعض سر است و چون « ارجلكم » به او وصل شده پس مسح پا هم به بعض پاها است .
( 2 ) - سيّد رضى ، نهج البلاغة ، خطبهء 83 برحسب شمارهء شرح ابن ابى الحديد .
( 3 ) - شيخ مرتضى انصارى ، رسائل ؛ ملا محمد كاظم خراسانى ، كفايه و همچنين ساير كتب اصول ، ابواب مذكور .