تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
حكم شرع در اين باب ، ارشاد به احكام عقلى و يا امضاى احكام عقلايى باشد كه تاريخ پيدايش آن به قبل از ظهور اسلام راجع مىگردد . 7 - تعارض ادلّه ؛ كه از آن به « تعادل و تراجيح » تعبير مىشود . اصول مباحث اين باب نيز عقلى و يا عقلايى است مانند : اصل تساقط متعارضين ، جمع عرض در مواردى كه متعارضين جمع عرفى دارند . و نظير اين‌ها ، و به ندرت به مسائلى بر غير اين نحو برخورد مىكنيم مانند : رجوع به مرجّحات منصوصه . در اين صورت اين نوع هم غالبا ريشهء قديم‌تر از اسلام دارد . 8 - اجتهاد و تقليد ؛ اين باب و لو در گذشته غالبا در كتب اصولى مطرح مىشده است ولى به يقين مسائل آن فرعى است و به علم اصول مربوط نمىباشد . بنابراين ، علم اصول از لحاظ مسائل ، علمى است التقاطى ، زيرا قريب به همهء مسائل آن از علوم ديگر اقتباس شده است . ولى درعين‌حال نمىتوان گفت : علم اصول علم مستقلّى نيست و از قبيل جنگ و كشكول است ، چه دانسته شد كه تمايز علوم به اختلاف اغراض است نه به اختلاف مسائل . ممكن است دو علم در پاره‌اى از مسائل اشتراك داشته باشند . نهايت در اين صورت بايد بر اين مسائل دو غرض مترتّب باشد كه به اعتبار هريك ، علمى تدوين شده است . مسائل علم اصول غالبا از همين قبيل مسائل است . بر بسيارى از آنها چند غرض مترتّب است كه به اعتبار هريك احيانا علمى تدوين شده و يا ممكن است تدوين شود : اگر در علم اصول مطرح است براى اين است كه كبراى قياس استنباط ، واقع مىشود و اگر در علوم ديگر مطرح مىشود به جهت امر ديگرى است . در خاتمه اين بحث مناسب است متذكّر گردد كه علم اصول مانند علم منطق ، علمى است آلى و نسبت آن به علم فقه مانند نسبت منطق است به علوم عقلى .

گفتار دوم - تحوّل علم اصول در طول تاريخ

براى اين علم در طول تاريخ ، ادوارى متصوّر است كه هريك داراى مزاياى خاصّ است و در تاريخ تحوّل اين علم تأثير بسزايى داشته است . اين ادوار ، بعضى به اهل سنّت اختصاص دارد و بعضى به شيعه . برخى هم بين هر دو مذهب مشترك است .