اكرامى كه انشاء شده و چه وجوب اكرام ديگرى وجود نخواهد داشت نه اينكه تنها اين وجوبى كه انشاء شده وجود ندارد . « 1 »
20 - صاحب كفايه در مواردى از كفايه از جمله : مفهوم شرط ، در مسألهء تعدّد شرط و اتحاد جزاء به مسألهء استحاله ، اجتماع مثلين و اجتماع ضدين اشاره كرده است . او در اين مسئله گفته است : ظاهر جملهء شرطيه اين است كه به محض حدوث شرط ، جزاء نيز حادث مىگردد . بنابراين در صورتى كه شرط متعدد باشد و جزاء يكى ، مثلا : « اذا بلت فتوضّأ » و « اذا نمت فتوضّأ » به مقتضاى اين ظهور ، بايد طبيعت وضوء در مورد مكلفى كه اين دو سبب از او بهوجود آمده داراى دو حكم متماثل باشد و اجتماع مثلين مانند اجتماع ضدين است در استحاله . وى سپس به وجوهى در مقام رفع اين محذور برآمده است . « 2 »
21 - صاحب كفايه در دنبالهء بحث مفهوم وصف گفته است : بدون شك ، نزاع مفهوم وصف در موردى جارى است كه وصف ، اخص مطلق از موصوف باشد مانند : اكرم الانسان العالم . همچنين است در موردى كه وصف ، اخص من وجه از موصوف باشد ليكن در مورد افتراق موصوف از صفت ، مانند : اكرم العالم العادل ، نسبت به عالم غير عادل . اما در صورتى كه صفت و موصوف مساوى باشند مانند : اكرم الانسان الناطق ، يا بين آنها عموم و خصوص من وجه باشد اما در مورد افتراق وصف از موصوف مثلا اكرم العالم العادل ، نسبت به عادل غير عالم ، اظهر عدم جريان نزاع است . « 3 »
22 - صاحب كفايه در باب مفهوم و منطوق از برخى از اصولىها نقل مىكند كه از جمله چيزهايى كه بر حصر دلالت مىكند تعريف مسند اليه است به « ال » و بعد مىگويد :
تحقيق اين است كه جز در مواردى كه مقام اقتضا دارد ، تعريف مسند اليه به « ال » ، مفيد حصر نيست زيرا اصل در « ال » اين است كه براى تعريف جنس باشد چنانچه اصل در حمل هم در قضاياى متعارفه ، حمل متعارف است كه ملاك آن مجرّد اتحاد در وجود است ، چرا كه اين نوع حمل در قضاياى متعارفه شيوع دارد نه حمل ذاتى كه ملاك آن ، اتحاد به حسب مفهوم است و حمل شىء بر جنس و ماهيت به اين نحو از حمل ، اقتضاى
هامش
( 1 ) - آخوند خراسانى ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 309 .
( 2 ) - منبع گذشته ، ص 315 .
( 3 ) - آخوند خراسانى ، كفاية الاصول ، چاپ تهران با حاشيهء مشكينى ، ج 1 ، ص 324 .