- پاسخ دليل دوم : اشتمال قرآن بر مطالب عالى و غامض ، مانع از فهم ظواهر آيات احكام و استناد به آنها نيست .
- پاسخ دليل سوم : چنانكه قبلا هم اشاره شد ، ظواهر از متشابهات نيست . متشابه خصوص مجمل است و اجمالى در فهم آن وجود ندارد .
- پاسخ دليل چهارم : علم اجمالى به عروض ارادهء خلاف ظاهر ، هنگامى موجب اجمال مىشود كه به دستيابى به موارد ارادهء خلاف ظاهر ، به مقدار معلوم به اجمال منحل نشود و در اين مقام اينچنين نيست .
- پاسخ دليل پنجم : چنانكه اشاره شد ، حمل ظاهر بر ظهورش ، تفسير محسوب نمىشود زيرا تفسير ، كشف قناع است و ظاهر ، قناعى ندارد . علاوه بر اين برفرض صدق تفسير برآن ، تفسير به رأى برآن صادق نيست چرا كه تفسير به رأى ، اخذ به امارات ظنيّهاى است كه دليلى بر اعتبار آن وجود ندارد و همانطور كه گفته شد ، اين فقط در مورد حمل لفظ بر خلاف ظاهر يا حمل مجمل بر يكى از محتملات جريان دارد ، نه در مورد حمل ظاهر بر ظهور خودش .
- پاسخ دليل ششم : برفرض تسليم به اين علم اجمالى ، اولا بههيچوجه معلوم نيست به اين علم ، خللى در ظواهر به وقوع پيوسته باشد ؛ ثانيا برفرض خلل ، معلوم نيست كه اين خلل در آيات احكام پديد آمده باشد .
گفتار چهارم : تواتر و عدم تواتر قرائات
اين موضوع در سه بخش مطرح مىشود :
1 ) آيا قرائات سبع يا عشر متواتر است ؟
گروهى قرائات سبع را متواتر دانسته و برخى نيز آن را به مشهور نسبت دادهاند .
به سبكى نسبت داده شده كه به سبع اكتفا نكرده و قرائات عشر را نيز متواتر دانسته است .
برخى هم افراط كرده و قول به عدم لزوم تواتر قرائات سبع را كفر دانستهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) - بيان ؛ ص 92 به نقل از زرقانى ، محمد عبد العظيم ؛ مناهل العرفان ؛ ص 428 و 433 .