تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بنابراين ، در مورد تفسير قرآن نمىتوان به اقوال مفسران ، اعم از شيعه و سنى ، يا به اماراتى ظنّى كه حجيّت آنها ثابت نشده است و قياسات ظنّى استناد كرد ؛ يعنى به استناد اين موارد ، نمىتوان گفت كه مراد خداوند از اين آيه ، فلان معناست مقصود از تفسير به رأى نيز همين است و در روايات مستفيضى كه از شيعه و اهل سنّت نقل شده ، از آن منع شده است . آلوسى در مقدّمهء روح المعانى از ابو داود ، ترمذى و نسائى نقل مىكند : « من تكلّم فى القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ » و نيز از ابو داود نقل مىكند : « من قال فى القرآن به غير علم فليتبوّأ مقعده من النّار » « 9 » . در مقدّمهء تفسير مجمع البيان و تفسير صافى از پيامبر ( ص ) و امامان ( ع ) نقل شده است كه : « ان تفسير القرآن لا يجوز الا بالاثر الصحيح و النص الصريح » . « 10 » بنابراين اگر معناى سخن برخى مفسران كه تفسير به رأى را تجويز و اين نوع روايات را توجيه و اىبسا طرح كرده‌اند ، « 11 » تفسير به اعتباريات ظنّى باشد ، پاسخ آن روشن شد و اگر مقصود ، جواز تفسير به رأيى است كه به حجيّت معتبر مستند است ، اين امر به اجماع ، جايز و اگر به ظاهر اختلافى است ، فقط اختلاف لفظى است .

3 ) تفسير به خبر ثقة

دربارهء تفسير قرآن به خبر واحد ثقه اشكال شده است كه هرگاه در تفسير آيه‌اى كه مفادش نه حكم شرعى است نه موضوع حكم شرعى ، خبرى واحد وارد شده باشد ، چنين خبرى نمىتواند مشمول ادلّهء حجيّت خبر ثقه باشد زيرا معناى حجيّت امارهء غير علمى كه در صورت جهل به واقع ، بايد آثار عملى واقع بر مؤدّاى اماره مترتّب گردد و مفروض اين است كه در اين فرض ، آثار عملى وجود ندارد تا اينكه بر مؤدّاى اماره مترتّب گردد . در پاسخ مىتوان گفت كه اين اشكال هنگامى وارد است كه معناى حجيّت امارهء غير
هامش
( 9 ) - آلوسى ، محمود ، روح المعانى ؛ ج 1 ، مقدّمه . ( 10 ) - مجمع البيان ، ج 1 ، ص 23 و فيض كاشانى ، مولى محسن ؛ تفسير صافى ؛ چاپ آقا ميرزا حسن ، 1316 ، مقدّمهء خامسه ، ص 8 . ( 11 ) - روح المعانى ؛ ج 1 ، ص 6 و مجمع البيان ؛ ج 1 ، ص 23 .