تذكر - مناسب است در موارد مختلف مثالهايى هم از ابواب معاملات و ساير احكام آورده شود تا تصوّر نشود كه كاربرد علم اصول تنها در مباحث عبادات است . در اين صورت است كه كتاب به دست آمده مىتواند كتاب درسى باقى بماند و چندان نيازى هم به حواشى و تعليقات توضيحى ندارد .
ضمنا اشاره به اين نكته ضرورت دارد كه درست است كه پارهاى از مسائل اصولى اهل سنّت در فقه مدوّن شيعه كاربرد ندارد ، ولى بهنظر اينجانب دانستن آن مسائل و مخصوصا مصطلحات براى اهل فضل لازم است و اين خود به بحث مفصّلى نياز دارد كه متأسّفانه اكنون مجال آن نيست .
چنانكه از عنوان مقاله به دست مىآيد ، اين مقاله متضمّن دو قسمت است : قسمتى در بيان عظمت مقام شيخ انصارى در علم اصول و پيشوايى او نسبت به عالىترين مرحله از مراحل علم اصول ، و قسمت ديگر در توضيح نظر اصولى او در مورد عدم حجيّت استصحاب در شك در مقتضى . امور هشتگانهاى كه تاكنون ذكر شد ، به قسمت اوّل بحث مربوط بود .
اكنون به قسمت دوم بحث مىپردازيم كه خود داراى چهار قسمت است :
1 - استصحاب چيست ؟ 2 - تفاوت ميان استصحاب مورد بحث با سه قاعدهء ديگر .
3 - تفاوت ميان شك در مقتضى و شك در رافع . 4 - چرا استصحاب در شك در مقتضى حجيّت و اعتبار ندارد ؟
قسمت اوّل استصحاب ، حكم به بقاى حكم
يا موضوع حكمى است كه با علم به حدوث آن ، در بقاى آن شك كردهايم . مثلا مىدانيم كه وجوب يا حرمت يا حكمى ديگر از طرف شارع براى موضوعى كلّى جعل شده است ولى اكنون نمىدانيم كه آيا هنوز آن حكم مجعول باقى است يا از بين رفته است زيرا احتمال مىدهيم كه فلان شىء كه اكنون از بين رفته ، شرط حكم بوده يا فلان چيز كه تحقّق يافته ، مانع حكم بوده است . در اين صورت ، حكم به بقاى حكم مجعول ، استصحاب حكمى نام دارد و يا مىدانيم كه آب موجود ، در گذشته كر بوده است ولى نمىدانيم كه هنوز به كريّت باقى است يا كريّت آن از بين رفته است ؟ حكم به بقاى كريّت آب ، استصحاب موضوعى نام دارد .