امر چهارم چرا مباحث اصولى مرحوم شيخ تنها در مورد قطع و أمارات و اصول دور مىزند ؟
آيا بحث در مورد مباحث الفاظ را به ديگران واگذار كرده است يا اينكه اين صرفا يك تصادف بوده است ؟
بهنظر اينجانب اين صرفا يك تصادف نبوده ، هدف مرحوم شيخ از نگارش رسائل اين بوده كه آن قسمت از علم اصول را كه نياز به بازسازى و دگرگونى دارد و تا آن تاريخ هيچكس عهدهدار رفع اين نياز نشده است ، بازسازى كند و تحوّل بخشد و اين قسمت منحصرا قسمت قطع و أمارات و اصول عمليه است نه مباحث الفاظ و الحق با تدوين كتاب بزرگ رسائل توانسته است اين مهمّ را به بهترين وجه تأمين كند . اما مباحث الفاظ به هيچ وجه نيازى به اين تحوّل نداشته است . لذا بسيار صحيح و بجا بود كه اين قسمت را به امثال صاحب حاشيه واگذار كند و خود بدان دست نيازد . بديهى است در همه مسائل علمى اختلافنظر وجود دارد ليكن مجرّد اختلافنظر در مسائل ، ضرورتى را براى تأليف جديد به بار نخواهد آورد . اين است سرّ پيشوايى آن مرد يگانه نسبت به عالىترين مرحله از مراحل علم اصول .
امر پنجم شيخ مرحوم در روند مبارزه با اخباريان چه نقشى داشت و چه معضلى را حلّ كرد ؟
با توجه به اشارات گذشته ، مرحوم شيخ در تدوين كتاب رسائل با دو دسته به سختى مبارزه كرد : يكى سنّيان و ديگرى اخباريان .
در مبارزه با اهل سنّت به دو نحو مبارزه را انجام داد : منفى و مثبت ، و اين هر دو نحو تنها در مورد أمارات بود . در مبارزهء منفى ، شيخ بزرگوار همهء اماراتى را كه در استنباط اهل سنّت مؤثر بود ، ولى در استنباط شيعه نقشى نداشت ، چون قياس ، استحسان ، مصالح مرسله ، استقراء و غيرها ، از علم اصول خارج ساخت و در مبارزهء مثبت ، ظن مطلق را كه اهل سنّت غايت اجتهاد دانستهاند ، تارومار ساخت و عدم حجيّت آن را به اثبات رساند .
در مبارزه با اخباريان ، مبارزه را به نحو مثبت انجام داد . نظر خود را در مورد يكايك از امّهات آنچه كه اخباريان بدان معتقد بودند ، اظهار داشت و اثبات نمود ، از قبيل حجيّت