مباحث الفاظ ، خود مستقيما چيزى ننوشت . او مىخواست علم اصول را پاك و كامل گرداند . تنها مباحث أمارات و اصول به اين حك و اصلاح نياز داشتند نه مباحث الفاظ .
در مباحث الفاظ بين شيعه و سنى ، اصولى و اخبارى اختلاف اساسى وجود نداشت ، لذا امكان داشت كه به كتابهاى گذشتگان از قبيل : قوانين ، فصول ، حاشيهء شيخ محمد تقى بر معالم ( هداية المسترشدين ) و غيرها اكتفا كرد . مرحوم شيخ ( ره ) - چنانكه معروف است - خود به اين امكان اكتفا در مورد كتاب هداية المسترشدين اشاره كرده است .
همين مسائل سلبى و ايجابى ، بهعلاوه نظرات خاصّهء اصولى شيخ و اخذ مسائل اصولى از كتب فقهى ، ملاك برترى اين مرحله از علم اصول است بر ساير مراحل ( تحوّلى كه شيخ در مباحث اصولى پديد آورده است ) .
و اما نقش مرحوم شيخ در تحقيقات بزرگان پس از خود ( قسمت اوّل ) همان الگودهى است . دانشمندان متأخّر مانند : آخوند خراسانى ، فشاركى ، نائينى ، كمپانى ، عراقى و غيره از همين الگو پيروى كردهاند و در اين بار كاملا هم موفق بودهاند . البته در مورد اجزا و قسمتهاى مختلف اين الگو اختلافنظر و احيانا اختلاف مشربهايى هم وجود داشته است . مرحوم شيخ ، خود بيشتر از احكام عقل ( نه صرفا از مصطلحات يا مسائل منطقى و فلسفى ) و يا بناى عقلا بهره مىبرده است ، از قبيل حكم عقل به قبح عقاب بلابيان ، وجوب دفع ضرر محتمل ، عدم خلوّ انسان از فعل و ترك ، بناى عقلا بر عمل به ظواهر ، خبر واحد ، استصحاب و غيره . اما متأخّران از ايشان ، از مسائل منطقى و فلسفى مانند قضيهء حقيقيه و طبيعيه ، كلّى و جزيى ، قياس منطقى ، الواحد لا يصدر . . . اصالت وجود يا ماهيّت ، حركت قطعيّه و توسطيّه ، مبادى اراده ، الشىء ما لم يجب لم يوجد ، لا به شرط و به شرط لا و غير ذلك ( پاسخ قسمت اوّل ) .
و اما توقّف يك قرن و نيم ، بلى هنوز دورهء جديدى بوجود نيامده است . اگر مرحوم شيخ ، پرچمدار عالىترين مرحلهء علم اصول است ، اين بدان معنى نيست كه عالىتر از اين مرحله وجود ندارد بلكه بدين معنى است كه تاكنون بوجود نيامده ليكن ممكن است بوجود آيد . هماكنون خود اينجانب مرحلهء بالاترى را در تصوّر دارم كه نياز به دقت و مجال وسيعترى دارد و اكنون فرصت آن را ندارم .
با توضيحاتى كه تاكنون داده شد ، مقايسهء بين اصول مرحوم شيخ و اصول شاگردان و اتباع او بهخوبى روشن شد و نيازى به بحث مجدّد در اينباره نيست .
ادوار اصول فقه — صفحة 206
مساهمون: ابو القاسم گرجى
ص٢٠٦