از ديگر لغويان ، يا حتى از موارد استعمال لغت در ميان اهل ادب . همانطور مرحوم شيخ اعظم ما مسائل اصولى و همچنين آراى اصولى دانشمندان را در بسيارى از موارد از كتابهاى فقهى ايشان به دست آورده است ، نه از تأليفات اصولى ايشان ، مثلا مسألهء « تمسّك به عام يا استصحاب حكم مخصّص » كه معمولا در تنبيهات استصحاب مطرح مىشود ، حكم مسئله و اقوال در آن را از كتابهاى فقهى رياض ، جامع المقاصد و مسالك و غيرها در باب اختلاف در فوريت و تراخى خيار عيب ، رؤيت ، غبن و غيرها اخذ كرده است و هكذا در مسألهء قطع قطاع ، علم اجمالى ، استصحاب كلّى ، حادثين ، اصل مثبت ، تقدّم اصل سببى بر مسببى و غيرها . خلاصه آنكه مرحوم شيخ از دو طريق وارد مسائل اصوليّه شده است . ( فأدخلوا البيوت من أبوابها ) متأسفانه اين روش دير نپاييد و دوباره طرح و تدوين مسائل اصولى به حالت اوليه بازگشت .
امر دوم : شيخ انصارى از كدام يك از اصوليين اثر پذيرفته است ؟
بهنظر اينجانب تأثير و تأثّر بر چند گونه است :
1 - اينكه كسى در اثر اعتقاد مفرطانه علمى به ديگرى يا به علّت مرعوبيت و مجذوبيت و يا به جهت تجانس فكرى ، بدون اختيار به جانب عقيدهء علمى يا غير علمى ديگرى كشيده شود .
2 - اينكه اظهارنظر كسى سبب انتقال ديگرى به طرح مسألهاى و اظهارنظر موافق يا مخالف او گردد .
3 - اينكه كسى از سخن ديگران استفاده كند .
اما بهگونهء اوّل ، بدون شك ، هيچكس اعم از متقدّمان يا متأخّران و يا معاصران و حتى اساتيد مرحوم شيخ ، بدين گونه در شيخ مرحوم تأثير نداشتهاند . وى در مسائل اصولى ، نظرهاى ديگران را مورد توجه قرار داده ، چنانچه يكى از آن نظرها يا نظر ديگرى با مبانى علمى و اعتقادى وى سازگارى داشت ، آن را برمىگزيد و ديگر نظرات را مردود مىدانست .
و اما بهگونه دوم ، بدون ترديد همه صاحبنظران مىتوانستند در آراء او تأثير داشته باشند ، حتى كسانى كه از لحاظ مشرب فكرى با وى اختلاف فاحش داشتند . مثلا تعدادى از مباحث را تحت تأثير مشرب اخبارى مطرح ساخته است ، از جمله : قطع