تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
حاصل از مقدّمات عقليه ، حجيّت ظواهر كتاب ، حجيّت عقل ، اصل برائت در شبهات حكميه تحريميه ، استصحاب در شبهات حكميّه ، قسمتى از مباحث تعادل و تراجيح و غيرها . و اما به‌گونه سوم ، از اين جهت نيز مرحوم شيخ از ديگران بهره برده است ، حتى نمىتوان گفت كه از استادان يا معاصران خود بيشتر بهره برده است . مراجعه به رسائل ، اين حقيقت را به خوبى آشكار مىسازد ، چنان‌كه از مفيد ، مرتضى ، شيخ ، ابن ادريس ، ابن زهره ، علّامه ، محقّق ، شهيد ، صاحب معالم ، محقّق كركى ، شيخ بهائى ، صاحب وافيه ، وحيد بهبهانى ، صاحب رياض ، كاشف الرموز و ديگران نقل مىكند ، همين‌طور از صاحب فصول ، صاحب قوانين ، شريف العلماء ، صاحب مقابس ، كاشف الغطاء ، صاحب مستند ، صاحب جواهر و غيرهم ، بدون اينكه اين بزرگان بر روى او تأثير مثبت يا منفى قهرى داشته باشند . آنچه در مورد تأثير و تأثّر گفته شد ، به مسائل اصولى اختصاص ندارد ، بلكه روش شيخ اعظم حتى در مسائل فقهى هم بر همين منوال است ، ليكن چون مسائل فقهى به‌طور مستقيم به عمل مكلّف ارتباط دارد ، لذا با اينكه حتى در حجيّت اجماع هم تأمل دارد ، با اين حال در صورتى كه فتواى او بر خلاف نظر بزرگان فقه باشد ، به سهولت نمىتواند از آن چشم‌پوشى كند .

امر سوم چنان‌كه از بررسى امر اوّل اين فصل ،

و نيز از دورهء هشتم فصل « تحوّل اصول فقه » به دست آمد شيخ اعظم ، مؤسّس عالىترين مرحله از مراحل علم اصول است . بنابراين اولا نقش او در تحقيقات بزرگان بعد از خود چيست ؟ به عبارت ديگر تاثير او در دانشمندان بعد از خود چيست ؟ ثانيا مگر او چه تحوّلى در مباحث اصولى پديد آورده است ؟ ثالثا منشأ توقّف يك قرن و نيم بعد از او چيست ؟ پاسخ قسمتى از اين پرسش‌ها ، از بررسى امر اوّل به دست مىآيد . حاصل اينكه مرحوم شيخ ، علم اصول را از مسائلى كه در استنباط شيعه تأثير نداشت ، از قبيل قياس ، استحسان ، مصالح مرسله و غيرها پاك ساخت و در عوض ، مسائل بسيارى را كه به‌طور مستقيم يا غير مستقيم در استنباط شيعه دخالت دارند ، از قبيل بسيارى از مباحث أمارات و اصول ، در علم اصول وارد ساخت . شايد به همين علّت است كه مرحوم شيخ در