تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مىگويد : نحن لا نجد فى عقولنا بعد التامّل ما يوجب الاستحالة و هذا طريق يسلكه العقلاء فى الحكم بالامكان . « 1 » 12 - شيخ رد باب امكان تعبد به أمارات غير علميه در مقام جمع بين نفى تصويب و عدم فوت مصلحت واقع ، قائل به مصلحت سلوكيه شده است ، يعنى اماره به هيچ وجه سبب حدوث مصلحت در مؤدّى نمىشود تا موجب تصويب اشعرى يا معتزلى گردد بلكه قيام اماره سبب حدوث مصلحت در سلوك مىگردد ، بدون اينكه به هيچ وجه در مؤدّى تغييرى حاصل گردد . « 2 » 13 - شيخ ، استصحاب را در شك در مقتضى ، حجّت نمىداند . « 3 » بعد از اين در باب شك در مقتضى توضيح بيشترى خواهيم داشت . 14 - مرحوم شيخ ، احكام وضعيّه را بر خلاف احكام تكليفيه ، مجعول مستقل نمىداند ، بلكه به انتزاعيّت آن‌ها از احكام تكليفيه قائل است . « 4 » 15 - حكومت و ورود از جمله اصطلاحاتى است كه مرحوم شيخ در مقام تقدّم برخى از ادلّه بر ادلهء ديگر به كار برده است . توضيح اين اصطلاحات به مجال وسيع‌ترى نياز دارد كه اكنون در دست نويسنده نيست . اين اندكى بود از بسيار . براى به دست آوردن كلّيهء نظرهاى شيخ بايد آثار آن بزرگ مورد مطالعهء كامل قرار گيرد و در اين صورت است كه به عظمت و جلالت مقام علمى او مىتوان پى برد . ج - سومين امتياز اصول شيخ ( قدس سره ) كه از نظر اينجانب مهم‌ّترين ابتكار يا امتياز اصول اوست اين است كه او بر خلاف بيشتر اصوليين در بسيارى از موارد ، آراء اصولى دانشمندان ، بلكه حتى خود مسئله اصولى را از كتاب‌هاى فقهى فقها به دست آورده ، نه اينكه صرفا تئورىوار از كتاب‌هاى اصولى به دست آورده باشد ، چنان‌كه روش بيشتر دانشمندان متقدّم ، بلكه همهء متأخّران از شيخ است . همان گونه كه لغويان و فرهنگ‌نويسان اصيل ، لغت را از اهل محاوره به‌ويژه ، بوميان اصيل دريافت داشته و مىدارند نه
هامش
( 1 ) - همان ، ص 45 ، سطر آخر . ( 2 ) - همان ، ص 48 . ( 3 ) - همان ، اصول عمليه ، استصحاب ، ص 202 . ( 4 ) - همان ، ص 217 ، استصحاب .