وقت از قبيل نفلى است كه فرض به آن ساقط مىشود ، سخن آنان مردود است به اينكه امر ، مقتضى ايجاب است و بدون دليل نمىتوان آن را بر ندب حمل نمود . اين قول از ابو الحسن كرخى حكايت شده و باقى فقها به تخيير قائلند : بعضى با اعتقاد به افضليت اوّل وقت ، بعضى بدون اين اعتقاد .
اصحاب ما نيز اختلاف كردهاند : مفيد ( عليهالرّحمه ) وجوب را به اوّل وقت اختصاص داده و انجام آن را در آخر وقت موجب سقوط عقاب دانسته و سيّد مرتضى ( رحمة اللّه ) به تخيير قائل شده و اوّل وقت را افضل قرار داده است ( ص 93 - 90 ) .
فصل بيست و ششم : در اينكه آيا آمر ، تحت امر خود داخل است يا خير ؟
مرحوم شيخ ، عدم دخول را صحيح دانسته و استدلال كرده است به اينكه در باب امر لازم است رتبهء آمر با مأمور اختلاف داشته باشد ، پس اگر آمر تحت امر خود داخل باشد لازم مىآيد كه انسان با خودش در رتبه اختلاف داشته باشد ( ص 94 - 93 ) .
فصل بيست و هفتم : در شروط حسن امر
اين شروط عبارت است از صفاتى كه بعضى در آمر معتبر است و بعضى در مأمور ، برخى در مأمور به « 1 » معتبر است و برخى در امر .
اما صفات آمر ، اگر آمر به عواقب عالم باشد مانند خداوند بايد :
1 - به تمكّن مأمور نسبت به انجام مأمور به علم داشته باشد .
2 - از وجود وجه حسن در مأمور به آگاهى داشته باشد .
3 - از اينكه انجام مأمور به موجب استحقاق ثواب است اطّلاع داشته باشد .
4 - غرض او از امر ، رسيدن مأمور به ثواب باشد .
و اگر به عواقب عالم نباشد بايد :
1 - به تمكّن مأمور لااقل ظنّ داشته باشد كه در اين صورت شرط امتثال را قدرت
هامش
( 1 ) - مرحوم شيخ با اينكه در بحث در مقام اجمال مطالب به صفات مأمور به نيز اشاره كرده است ولى در مقام تفصيل : به علت غفلت و يا به علت استغناء به مذكور ، ذكرى از آن به ميان نياورده است .