و الاستبعاد : يعنى دور بودن مانند
« أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى »
يعنى تذكّر يافتن براى اينان بسيار بعيد است . بقرينه بعد از اين جمله كه فرموده رسول آشكارى براى آنها آمد ولى روگردان شدند و اعراض از او نمودند پس بسيار بعيد است كه متذكر شوند .
[ امر و معانى آن ]
و منها الامر : يكى از انواع طلب امر است . امر به دو معنى به كار ميرود : فرمودن و كاركردن . اگر منظور معنى فرمودن باشد جمع بر اوامر و اگر منظور معنى كاركردن باشد جمع بر امور آيد
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
بمعنى كار و فعل است . در بحث ما معنى فرمودن منظور است لذا شارح فرموده « و هو طلب فعل غير كف » بقيد « طلب فعل » خبر را خارج كرد زيرا خبر درخواست و طلب نيست . بوسيله قيد « فعل » نهى را خارج نمود . زيرا نهى فعل نيست بلكه ترك فعل است بقيد « غير كف » نيز نهى را خارج نمود . زيرا نهى كفّ و بازداشتن است .
و با قيد « على جهة الاستعلاء » دعاء و التماس را خارج نمود . زيرا دعاء طلب نمودن مرتبه پائينتر از مرحله عاليتر است مانند خواستن ما از خدا و التماس خواستن چيزى از كسى است كه در رتبه با ديگرى مساوى است . مانند دو رفيق و دوست كه يكى از ديگرى درخواست مداد و قلم نمايد . بين علوّ و استعلاء فرق است . علوّ جائى است كه حقيقة عالى باشد . استعلاء جائى است كه درواقع علوّ نداشته باشد ولى خود را بزرگ و عالى بداند . و آمرانه امر كند نه متواضعانه .
و صيغته تستعمل : امر بمعنى فرمودن به دو قسم است : يكى امر بمادّه مانند « انا امرك بكذا » دوم امر به صيغه مانند « اقم الصلاة » تعريفى كه شارح ذكر نمود براى مطلق امر بود . ولى آنچه اينك شارح و مصنف