به آنكه بعدا جزاى سختى در انتظار شما است . در اين آيه صحيح نيست كه امر بمعنى خودش باشد زيرا لازم ميآيد خداوند آنها را رها نموده باشد .
فرق انذار با تخويف در اين است كه با انذار ابلاغ است ولى تهديد اعم است . شارح از كتاب صحاح اللغه جوهرى نقل كرده كه انذار توأم با دعوت است . طبق كلام جوهرى نيز انذار اخص مىشود زيرا تخويف ممكن است با دعوت يا بدون دعوت باشد .
و التعجيز : يعنى ناتوان گردانيدن مخاطب . مانند
« فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
ظاهر اين كلام طلب است ولى درواقع بمخاطب مىفهمانيم كه تو نمىتوانى مانند قرآن را بياورى . و عاجز و ناتوانى .
و الظرف اعنى قوله : شارح بعد از بيان مثال تعجيز ميخواهد مثال را تركيب كند . سه تركيب براى آيه ذكر نموده :
1 -
« مِنْ مِثْلِهِ »
جارومجرور متعلق به فأتوا . ضمير مثله راجع به عبدنا در اين صورت معنى آيه چنين است . اگر درباره آنچه بر عبد ما نازل شده شما در شك و ترديد هستيد . پس بيآوريد از مثل عبد ما سورهاى را . منظور از مثل عبد ما ، يعنى هرانسانى كه امى و درس نخوانده باشد . آن انسان سورهاى را بيآورد و يقينا از آوردن آن عاجز است .
2 -
« مِنْ مِثْلِهِ »
صفت سوره باشد و ضمير مثله
« بِما نَزَّلْنا »
برگردد . در اين صورت معنى آيه چنين است : اگر درباره آنچه بر عبد ما نازل شده شما در شك و ترديد هستيد پس سورهاى كه اين صفت