يعنى انسان از شنيدن لفظ معنى حقيقى بذهنش برسد . چنان كه عرب نيز از شنيدن صيغههاى امر « طلب الفعل استعلاء » را مىفهمد .
تبادر داراى دو خصوصيت است و تا اين خصوصيات نباشد تبادر پيدا نميشود اول اهل لسان بودن . . در زبان عربى . عرب باديه اهل لسانند نه هركسى كه مقدارى تحصيل علوم ادبى كرده باشد .
دوم آنكه از حاقّ لفظ باشد نه آنكه همراه لفظ قرائن باشد .
پس هرگاه از
« أَقِمِ الصَّلاةَ » *
بذهن ما وجوب برسد تبادر نخواهد بود .
زيرا اولا ما اهل لسان نيستيم . ثانيا سوابق ذهنى قرينه وجوب خواهد بود . وجوب از حاقّ لفظ نيست بدليل اينكه از كودكى بما گفتهاند نماز واجب است .
و التبادر الى الفهم : يكى از راههاى شناخت حقيقت و بدست آوردن معنى اصلى كلمه تبادر است . البته با دو شرطى كه بيان شد .
و قد تستعمل : هرگاه صيغه امر براى غير طلب فعل به كار رود مانند اباحه ، تهديد ، تعجيز تسخير معانى مجازى خواهند بود . كه به ترتيب شرح داده مىشود .
اباحه يعنى بمخاطب اجازه داده شود كه يكى از دو فعل را به اختيار خودش انجام بدهد . يا هيچكدام از دو فعل را انجام ندهد . و يا هر دو فعل را انجام بدهد مانند « جالس الحسن او ابن سيرين » . مخاطب ميتواند با هردو كه حسن و ابن سيرين است بنشيند و ميتواند با يكى از آن دو نفر مجالس باشد و ميتواند با هيچكدام جليس نشود .
تهديد بمعنى ترسانيدن مخاطب است . چه با ابلاغ يا بدون ابلاغ مانند
« اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ »
يعنى هركار ميخواهيد انجام دهيد . اشاره