تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
خصوصيات اين سه جمله از اين قرار است كه جمله اول اسمية الصدر و العجز است و دلالت بر دوام و ثبوت مىكند . و ابدا فعل در كلام نيست . جمله دوم فعليّه است كه دلالت بر حدوث دارد . جمله سوم صدر آن اسمى و آخر آن فعلى است و روى قاعده بعد از هل فعل حذف شده كه انتم فاعل آن بوده و تشكرون مفسّر آن فعل است و به همين جهت تأكيد را مىفهماند . پس درواقع اين جمله نيز فعليّه است كه دلالت بر حدوث دارد . بين اين سه جمله ، جمله دوم مطابق قانون هل است و جمله اول كاملا با قانون هل مخالف است . با آنكه در قرآن مجيد آمده به‌بينيم روى چه اسلوب و قاعده‌اى است ؟ لانّ ابراز ما : انسان بليغ و فصيح اگر كلامى بر خلاف قاعده بيآورد . بايد دقت كامل نمود تا نكته خلاف قاعده آوردن او را فهميد . در « فهل انتم شاكرون » بايد جمله فعليه ميآورديم ولى اسميه آورديم براى آنكه جمله فعليه دلالت بر حدوث مىكند ولى جمله اسميّه افاده دوام و ثبوت دارد و علاوه بر اين جمله فعليه حصول در زمان گذشته را بيان مىكند و جمله اسميّه حصول در زمان حال را بطور مستمرّ . و گويا متكلم بليغ با آوردن جمله اسميه مىفهماند كه من علاقه بسيار بحصول خواسته خود دارم . بطوريكه آن را حاصل شده ميدانم مثلا « فهل انت مطعم لى » غير از « فهل تطعمنى » است . جمله اول مىفهماند كه من خيلى گرسنه‌ام ، اما جمله دوم نمىفهماند گرسنه بودن را . همينطور جمله « هل انت آت لى بناء » مىفهماند كه متكلم بىاندازه سرما خورده . البته اينطور كلمات كه ظاهرش خلاف قاعده است اگر غير بليغ بگويد غلط است . ولى از بليغ پسنديده است چون