تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
الان . ولى فعل بدون قيد زمان را مىفهماند چنان كه ميگوئيم يضرب و ضرب . امّا اقتضاء : دو خصوصيتى كه در هل بود موجب اين شد كه بر فعل داخل شود ، امّا رابطه خصوصيت دوّم هل با فعل از اين جهت است كه ارتباط فعل با زمان بيش از اسم است . هل نيز سروكار با زمان دارد بطوريكه فعل مضارع را استقبالى مىكند و امّا رابطه خصوصيّت اول « هل » با فعل از اين جهت است كه تصديق عبارت است از اذعان و اقرار به نسبت و نسبت يا بنفى است و يا باثبات . و نفى و اثبات مربوط به معانى و احداث مىشود نه اسماء . مثلا ذات زيد و عمرو را نميشود اثبات و نفى نمود . بلكه آمدن و نيآمدن . خوردن و نخوردن ، گفتن و نگفتن آنها را اثبات يا نفى مينمايند كه همه اينها احداث و معانىاند . بذوات كه مدلولات اسماءاند وجود و عدم تعلق ميگيرد نه اثبات و نفى . بعد از آنكه ثابت شد تصديق اذعان به نسبت است و نسبت يا اثباتى و يا منفى است . و نفى و اثبات مربوط به اسماء نيست بلكه مربوط بافعال است نتيجه ميگيريم كه هل علاقه‌اش به فعلها بيش از اسمها است زيرا معانى و احداث در افعال و مشتقات فعلى است . پس هل از اين جهت نيز بايد داخل بر فعل شود . و لهذا كان : بعد از آنكه اثبات شد كه خصوصيت هل به فعل بيش از اسم است . سه جمله را بايد بررسى نمائيم تا به‌بينيم كداميك از آنها بيشتر دلالت بر معنى مقصود دارند و مطابق با قواعدند : 1 - هل انتم شاكرون . 2 - فهل تشكرون . 3 - هل انتم تشكرون .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 83 | احمد امين شيرازى