تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ميشده . سپس چون « هل » بسيار در استفهام به كار ميرفته ، همزه افتاده و هل باآنكه بمعنى قد بوده جانشين همزه شده و معنى استفهام را هم بطور طفيلى فهمانده و چون قد از خواص افعال است ، آنچه كه بمعنى آن است مانند « هل » مختصّ بفعل خواهد شد . و اگر مىبينيم كه مثال « هل زيد قائم » قبيح نيست بخاطر اينست كه گويا هل بدنبال خود در جمله‌ها مينگرد . اگر فعل نباشد بدون نگرانى بر اسم داخل مىشود و اگر فعل باشد تمايل به داخل شدن بر اسم ندارد و از اين جهت استاد والامقام حضرت اديب نيشابورى رحمة اللّه عليه ميفرمودند هل مانند فيل هندوستانى است كه اگر آن را بمسافت زيادى از هند دور كنند بطوريكه ديگر بوى هندوستان را نشنود بسرزمين جديد خرسند خواهد بود . ولى اگر آن را از هند بيرون ببرند و در مسافت كم قرار بدهند بطوريكه بوى هندوستان بمشام او برسد ، قرار و آرامش نخواهد داشت فرار مىكند تا خود را بهندوستان برساند .

[ موارد استعمال هل ]

و هى اى هل : هل مانند سين و سوف از ادواتى است كه فعل مضارع را اختصاص به زمان آينده ميدهد . به جهت اين خاصيّت مثال « هل تضرب زيدا و هو اخوك » صحيح نيست زيرا از جمله « هو اخوك » استفاده زمان حال مىشود . و از هل تضرب استفاده زمان استقبال . و اين دو در يك جمله متناقض‌اند بخلاف « اتضرب زيدا و هو اخوك » كه با همزه آمده صحيح است . يعنى آيا زيد را ميزنى در حالى كه او برادر تو است . همزه براى استقبال محض نيست . پس با زمان حال سازش دارد . و قولنا فى ان يكون الضّرب : شارح ميگويد : اينكه گفتيم « ان