تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و احسن مواقعها التعريض : از مواردى كه انّما به كار برده مىشود و داراى لطف و حسن است تعريض است . تعريض آن است كه انسان كلامى بگويد كه معنى آن منظور باشد ولى ضمنا اشاره به غير نمايد مانند :
صبح عيد است شرفياب شدم * كه سلامى دهم اى خواجه ترا
يعنى به من كمك كن و انعام بده و مانند « انّما يتذكر اولو الالباب » اين كلام در وصف صاحبان عقول است ولى ضمنا اشاره بكفّار دارد باينكه آنان چيزى را درك نمىكنند . ثم القصر كما يقع : حصر چنان كه بين مبتدا و خبر بود بين فعل و فاعل ، فاعل و مفعول ، و دو مفعول نيز ميآيد . و مثالهاى آنها روشن است .

[ بحث تقديم مقصور عليه ]

ففى الاستثناء يؤخر المقصور عليه : عمده طرق حصر نفى و الّا است . سه طريق ديگر در معنى نيز بنفى و الّا برميگردد . مثلا « زيدا ضربت » يعنى « ما ضربت الّا زيدا » و « انّما زيد قائم » يعنى « ما زيد الا قائم » و « زيد قائم لا عمرو » يعنى « ما قائم الا زيد » اينك بايد دانست هرگاه حصر بنفى و الّا باشد ادات استثناء و مقصور عليه مؤخر داشته مىشود چنان كه در حصر بر فاعل ميگوئيم « ما ضرب عمرا الّا زيد » با آنكه مرتبه زيد تقدّم بر مفعول است ولى چون محصور فيه شده از عمرو مؤخر گرديده . و معنى قصر الفاعل : اين عبارت جواب از سئوال مقدر است . كسى ميگويد حصر يا صفت بر موصوف بود و يا موصوف بر صفت . ولى در حصر فاعل بر مفعول . يا حصر مفعول بر فاعل يا حصر يكى از دو مفعول بر مفعول ديگر آنچه هست ذات است و وصف تصور نميشود .