تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
نمىتواند بشر و انسان باشد . پس حصر قلب شد و با نفى والّا آوردند . بخاطر آنكه هرچند حواريّين منكر بشر بودن خود نبودند ، ولى چون ادعاى رسالت مينمودند در گمان « صابئين » مثل اين بود كه گويا منكر بشر بودن خودشان هستند ، لذا با آنها بطريق منكر سخن گفته شد و كلام را با نفى و الّا آوردند . و لمّا كان هنا مظنّة : در اين قسمت كه بيان شد ، وقتى انسان ماقبل و مابعد آيات را خوب دقت كند . ايراد و سئوالى بوجود ميآيد . و آن اينست كه خود حواريّين گفته‌اند « ان نحن الّا بشر مثلكم » يعنى ما انسانهائى همانند شمائيم و غيرانسان نيستيم . كلام خود را با حصر آورده‌اند . صابئين هم كه معتقد بودند انسان رسول خدا نمىشود . پس گويا حواريّين كه كلام خود را با حصر آوردند منكر رسالت خود شدند . اشار الى جوابه : شارح به اين ايراد جواب ميدهد باينكه كلام حواريّين « ان نحن الّا بشر مثلكم » نه اينكه از باب اذعان و اعتراف به عدم رسالت است . بلكه از باب ارخاء عنان و مجارات با خصم است . ارخاء عنان در لغت بمعنى سست‌كردن دهنه اسب است و كنايه از مماشاة با خصم و همگامى نمودن با اوست تا كم‌كم رام شود . مجارات هم بمعنى مشى نمودن در راه و همراهى نمودن است . تا بدين وسيله خصم بلغزد و مطيع و منقاد گردد . منظور از تبكيت و الزام خصم هم همين است . پس خلاصه ، مقصود حواريّين اينست كه آنچه شما گفتيد كه ما بشر هستيم حق است . آرى ما غير بشر نيستيم . ولى بشر بودن ما منافات با رسول بودن ما ندارد . و اينكه كلام خود را با حصر