تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
مجموع فعل با مفعول است . نه فعل مطلق . و انّما جاز على قلة : اين عبارت جواب از سئوال مقدّر است . گويا كسى ميگويد اگر تقديم مقصور عليه حتى در صورت جايز بودنش كلام را معيوب مينمايد پس چرا ميگوئيد جايز است ؟ شارح جواب ميدهد هرچند نظم كلام ظاهرا بهم مىخورد ولى در باطن و واقع مقصود معلوم است چون متعلق بعدا ميآيد . و وجه الجميع : در تمام مثالهائى كه نفى و الا هست حصر از اين جهت بوجود ميآيد كه مستثنى منه بايد عموم و شمول داشته باشد . و هرگاه از اين عام يك فرد كه از نظر جنس و وصف مناسب با مستثنى باشد اخراج شود حصر ميآيد . زيرا حصر چيزى غير از اثبات يك فرد و نفى ماعداى آن نيست . مانند « ما كسوته الّا جبّة » بمعنى « ما كسوت لباسا الّا جبّة » لباس مستثنى منه عام است . جبّه مستثنى است و چيزى است كه جنسا و وصفا مانند مستثنى منه است زيرا از جنس لباس است و وصف مفعول دارد . البته مستثنى منه در اين مثال و بيشتر مثالها محذوف است كه بنام مستثناى مفرّغ ناميده مىشود . شارح براى روشن‌تر شدن تناسب مستثنى با مستثنى منه در جنس و وصف مثالهاى متعدد آورد . و فى انّما يؤخر : اين عبارت عطف است بر عبارت « ففى الاستثناء يؤخر المقصور عليه » و منظور اينست كه در حصر بانّما نيز مقصور عليه كلمه آخر جمله است مانند « انّما ضرب زيد عمرا » « عمرا » مقصور عليه است . و لا يجوز تقديمه : تقديم مقصور عليه بر مقصور در حصر بانّما جايز