ولى استاد والامقام ما حضرت حجة الحق اديب نيشابورى رضوان اللّه عليه فرمودند اگر حال ، اقتضاء تأكيد دارد حتما حسن هم دارد .
و چون چنين است سكاكى هم مىپذيرد . او كه گفته در صفات مختصّ صحيح نيست ، منظورش جاهائى است كه آوردن تأكيد لغو و بيهوده است . پس كلام سكاكى اقرب بصواب شد .
و اصل الثانى : چهارمين فرق بين طرق حصر اينست كه مصنف در اين كتاب و كتاب ايضاح فرمود . انّما در مقامى استعمال مىشود كه مخاطب منكر حكم نباشد بلكه آن را مىپذيرد . و نفى والّا در جائى كه مخاطب منكر حكم است به كار ميرود .
و فيه بحث : شارح در جمله « بخلاف الثالث » مصنف ايراد دارد و ميگويد : انّما و نفى و الّا ادات حصرند . و ادات حصر در مقام انكار مخاطب به كار ميرود . پس نميتوان گفت يكى در مقامى كه مخاطب منكر باشد به كار ميرود و ديگرى در مقامى كه منكر نباشد .
و جوابه : مصنف بعنوا تأييد كلام خود نامى از دلائل الاعجاز آورده بود . شارح در اين جمله كلام شيخ را در آن كتاب توضيح ميدهد و ضمنا بمصنف هم مىگويد منظور شيخ آنچه كه شما بعنوان تأييد آورديد نيست . بلكه منظور او اينست كه هردو در مقام انكار مخاطب به كار برده ميشوند با اين فرق كه نفى و الّا درجائى كه مخاطب كاملا منكر است و بر انكار خود اصرار ميورزد و انّما درجائى كه مخاطب منكر حكم است ولى انكارش با كمى تذكر بر طرف مىشود . طبق اين معنى كلام شيخ با صاحب مفتاح موافق خواهد بود .
كقولك لصاحبك : مصنف براى آنچه در فرق چهارم بيان نمود فقط
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٥٩