تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
لانّا نقول : شارح جواب ميدهد باينكه اين احتمال مردود است . زيرا ضمير « بغيرها » برگشت به شخص « لا » دارد . پس معنى جمله اينست كه قبل از لا نبايد منفى به همين لا باشد و در مثال ما قبل از « لا هند » كلمه « نساء » بوسيله همان لا نفى شده است . و معلوم انه يمتنع : اين عبارت جواب از اين سئوال است . بر فرض كه ضمير به شخص « لا » برگردد ايراد بر طرف نميشود . زيرا معنى عبارت اينطور است : اگر ماقبل لا منفى به شخص « لا » « همان لاء مشخص كه در جمله آمده » باشد مانعى ندارد . شارح جواب ميدهد كه اين مفهوم غلط است . زيرا قبل از آمدن « لا » محال است كه كلام بوسيله همين « لا » نفى بشود . زيرا شخص « لا » يكى بيشتر نيست . و تا آن نبايد كلام منفى نخواهد شد . مانند آنكه بگوئيم « دأب و روش مرد كريم آن است كه غير خودش را آزار ندهد » منظور از غير خودش ، غير شخص خودش هست كه شامل مرد كريم ديگر و مرد لئيم مىشود . و يجامع الاخيرين : اين عبارت دنباله فرق ثالث است . مصنف ميگويد : نفى با « لا » عاطفه با انّما و تقديم جمع مىشود . مانند « انّما انا تميمىّ لا قيسىّ » و « هو يأتينى لا عمرو » در اين دو مثال هرچند ما قبل « لا » نيز معنى نفى دارد ولى چون نفى صريح نيست آمدن « لا » مانعى ندارد . مانند « امتنع زيد عن المجىء لا عمرو » امتنع زيد جمله ايجابيّه است كه ضمنا معنى نفى هم دارد . و التشبيه بقوله : مصنف براى آنكه بفهماند نفى ضمنى مانند نفى صريح نيست مثال به « امتنع زيد عن المجىء » آورده . بعضى گمان