تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
و اينان مصنفين‌اند كه فقط با عبارات عربى كتابى را تصنيف كردند و در رعايت قواعد و قوانين كلام عرب نبوده‌اند كه بهيچ‌وجه نميتوان بكلامشان استدلال نمود . و قوله بغيرها : مصنف گفت شرط منفى بلاء عاطفه آن است كه قبل از « لا » به غير « لا » نفى نشده باشد . يعنى غير از « لا » ادوات ديگر نفى نيآمده باشند از اين جمله استنباط مىشود كه اگر قبل از لا منفى به غير ادوات نفى باشد مانعى ندارد مثل آنكه منفى بفحوى كلام ، علم متكلم ، علم سامع يا امثال اينها مانند افعالى كه دالّ بر نفى هستند مثل امتنع ، ابى ، كفّ . كه اگر بعد از اينها « لاء » عاطفه بيآيد مانعى ندارد . منفى بفحواى كلام مانند تقديم در زيدا ضربت كه بعد از آن ميتوان گفت « لا عمرا » . علم متكلم مثل آنكه بگوئيم جاء زيد لا عمرو . در صورتى كه متكلم ميداند كه غير از زيد كسى نيآمده است . علم سامع مانند آنكه بگوئيم « انه ساكن لا متحرك » بوسيله ساكن معلوم گشت كه او متحرك نيست . و امثال آنچه متكلم يا سامع بدانند مانند آنكه قبل از « لا » فعلهائى از قبيل « امتنع ، ابى ، و كفّ » كه معنى نفى دارند امّا ادوات آن را ندارند بيايد . لا يقال : ممكن است كسى بگويد : مفهوم عبارت مصنف « لانّ شرط منفى بلا ان لا يكون منفيّا قبلها بغيرها » اينست كه قبل از لا نبايد نفى شده بوسيله غير « لا » مانند « ما و ليس » باشد . بنابراين اگر با « لا » ديگرى نفى شده باشد مانعى ندارد مانند آنكه بگوئيم : « جائنى الرجال لا النساء لا هند »