و بنى على الضّم : در آن دو مثال از كلمه « غير » مضاف اليه حذف شده كه در يكجا « غير النحو » و در جاى ديگر « غير زيد » بود و معناى آن در نيّت است . در اين حالت كلمه « غير » مبنى بر ضم مىشود از باب تشبيه بغايات . منظور از غايات قبل و بعد است . غايت درواقع مابعد « قبل و بعد » است كه مضاف اليه آنها است ولى چون مضاف اليه حذف شده و معنى آن در نيّت است نام غايت را بر خود « قبل و بعد » گذاشتند .
و ذكر بعض النحاة : شارح با اين عبارت بر مصنف ايراد نموده باينكه بعض النّجاة يعنى نجم الائمه شيخ رضى استرآبادى گفته است : « لا » در « لا غير » عاطفه نيست بلكه براى نفى جنس است و كلمه « غير » در محل نصب است اسم لا و خبر آن حذف شده و تقدير در مثال اول مصنف اين گونه است « لا غيره عالم » و در مثال دوم « لا غيره معلوم له » پس از مواردى نيست كه نصّ بر مثبت و منفى شود چنان كه در لاء عاطفه بود .
او نحوه : « او » عطف است بر عبارت مصنف « لا غير » در زيد يعلم النّحو لا غير » و منظورش اينست كه در دو مثال گذشته ميتوان بجاى « لا غير » در مثال اول « لا ما سواه » آورد يعنى « لا ما سوى النحو » و در مثال دوم « لا من عداه » ذكر نمود يعنى « لا من عدا زيد » و چون ناظر بر دو مثال گذشته بوده در يك مورد « ما » براى غير ذوىالعقول .
و در مورد ديگر « من » براى ذوىالعقول آورده است .
و الاصل في الثلاثة الباقيه : اين عبارت دنباله دومين فرق بين طرق قصر است كه در لاء عاطفه نصّ بر مثبت و منفى هردو بود . ولى در سه
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٥٤