بلكه دو كلمه است . انّ براى تأكيد و « ما » موصولة بمعنى الّذى .
جمله « يدافع عن احسابهم » صله موصول . انا خبر و معنى اينطور است :
انّ الّذى يدافع عن احسابهم انا . پس ضمير « انا » كه منفصل آمده نه بخاطر آنست كه مرفوع براى فعل باشد . بلكه بخاطر اينست كه خبر مبتدا است . پس معنى حصر بجاى خودش محفوظ است و از راه موصول فهميده شده نه از راه آوردن انّما و ضمير منفصل .
اذ لا ضرورة : شارح از اين سئوال تقديرى جواب ميدهد باينكه اگر چنين مىبود كه شما گفتيد شاعر فصيح چون در مقام افتخار است ، بايد « من » بيآورد ، كه براى عاقل به كار ميرود نه « ما » كه براى غير عاقل است . و وزن شعر هم درست بود . پس اينكه « ما » آورده دليل است كه انّما دو كلمه نيست . بلكه يك كلمه و براى حصر است .
دو جواب ديگر نيز براى اين ايراد هست كه شارح بيان نكرده .
اوّل آنكه اگر ما موصوله مىبود از نظر قانون كتابت عربى بايد با انّ كه ميآمد جداگانه نوشته ميشد . و اينكه متصل نگاشته شده دليل عدم موصوله بودن است .
دوّم آنكه اگر ما موصوله باشد انا خبر مىشود . در صورتى كه در مصرع اول انا مسنداليه بوده و روى قاعده چيزى را خبر قرار ميدهند كه ناشناخته باشد . و چيزى را مبتدا ميآورند كه معلوم باشد . چگونه مىشود انا هم مبتدا شود و هم خبر در يك بيت .
و منها التقديم : حصر به چهار طريق طبق بيان مصنف در اين بحث انجام ميشد . چهارمين راه تقديم است . منظور از تقديم « تقديم ما هو حقه التأخير » است يعنى آنچه كه حق او تأخير باشد اگر مقدم داشته
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٥١