مورد بررسى نمود زيرا نه عامل معنوى است نه مؤخّر و نه محذوف .
علت انفصال را اينطور يافتيم كه « الّا » واسطه است . مثلا « انّما يقوم انت » بمعنى « لا يقوم الّا انت » است . پس از موارد وقوع ضمير بعد از الّا است و از اين راه مىفهميم كه « انّما » معنى حصر دارد .
ثمّ استشهد . . . : اينك بهبينيم بعد از انّما كه ضمير منفصل ميآيد در كلام فصيح است يا غير فصيح . ازاينرو مصنّف براى اثبات اين مطلب استدلال به شعر فرزدق نموده . نام شاعر را از اين جهت آورده كه او فصيح است و به شعرش ميتوان استدلال كرد . زيرا در سنه 60 هجرى ميزيسته .
انا الذائد الحامى الذمار و انّما * يدافع عن احسابهم انا او مثلى
كلمه « ذائد » مشتق از « ذود » است بمعنى طردكردن و كنار زدن .
« ذمار » در لغت بمعنى عهد است ، ولى در اصطلاح اهل عرف به همين معنى است كه شارح از كتاب اساس اللّغة آورده يعنى چيزهائى را كه انسان بايد حفظ و حراست نمايد . كه اگر حفظ نكند مورد ملامت قرار ميگيرد . مانند مال و نفس و حريم . « حمى » در عبارت شارح بمعنى چيزى است كه شخص او را محافظت مينمايد . مانند نفس و مال . بنابراين عطف حريم بر حمى عطف خاص بر عام است . « حامى الذّمار » نسبت به « الذائد » خبر بعد از خبر است . معنى شعر چنين است : منم منعكننده سختى و ضرر ، و منم كسى كه محافظت مينمايد چيزى را كه محافظت آن لازم است .
و همانا جلوگيرى مىكند از مفاخر ايشان من يا مثل من . در اين بيت