تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
2 - « حرّم » به صورت فعل معلوم ولى با نصب و رفع ميتة . در تفسير كواشى اين اعرابها نوشته شده . تفسير كواشى بضم كاف مربوط است به احمد بن يوسف بن حسين كواشى . آنچه در عبارات شارح و مصنف است از نصب و رفع ميتة منظور قرائت دوم و سوم است نه اوّل ، زيرا آنها متعرّض كلمه « حرّم » نشدند . پس بحث بر كلمه ميتة است . و آن هم داراى دو اعراب نيست مگر آنكه كلمه « حرّم » به صورت فعل معلوم باشد . استدلال بقول مفسرين از نظر اثبات معنى حصر ، صحيح است . بدليل اينكه مفسرين ريشه عربند . زيرا اولين آنها على بن ابى طالب عليه السّلام بوده است و سپس ابن عباس . و نيز استدلال براى اثبات معنى حصر از طريق اتفاق القرائتين است . يعنى اگر كلمه‌اى به دو اعراب خوانده شود ، بايد تا ممكن است اين دو اعراب با يكديگر توافق داشته باشند تا در واقع بيك معنى برگردند و اگر انّما معنى حصر بدهد هردو قرائت در معنى يكى خواهند شد . تركيب دو وجه نصب و رفع ميتة از اينقرار است : در صورتى كه ميتة بنصب خوانده شود « ما » در انّما كافّه است . فاعل « حرّم » اللّه است . ميتة هم مفعول حرّم . حصر از انّما استفاده مىشود . در صورت رفع « ميتة » ما موصوله است و عائد محذوف و تقدير چنين است « انّ الذى حرّمه اللّه عليكم هو الميتة » در اين تركيب ميتة خبر براى مبتداى محذوف است زيرا مرفوع است و نميتوان گفت فاعل حرّم شده و طبق اين قرائت و تركيب يقينا حصر هست زيرا قبلا گفته شد كه هرگاه خبر معّرف بالف و لام جنس باشد حصر را مىفهماند و در اينجا « الميتة » كه خبر است الف و لام دارد مانند زيد المنطلق . پس در اين وجه كه
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 47 | احمد امين شيرازى