تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
بر موصوف است مانند « ما زيد الّا اخوك » شارح جواب ميدهد كه همه اين موارد از باب حصر موصوف بر صفت است چنان كه شرح داده شد . و الاول اى . . . : حصر موصوف بر صفت مانند « ما زيد الا كاتب » اگر حصر حقيقى باشد معنى چنين است : زيد غير از صفت كتابت هيچ صفتى ندارد و اين مثال و همه مواردى كه حصر موصوف بر صفت بطور حقيقى باشد به سه دليل غلط است : دليل اوّل از مصنّف است كه ميگويد به غير از خداوند هيچ متكلمى نمىتواند احاطه بصفات كسى داشته باشد تا همه آنها را نفى و يكى را اثبات كند . دليل دوّم از شارح است كه ميگويد لازمه چنين حصرى ارتفاع نقيضين است و چون ارتفاع نقيضين باطل است اين حصر نيز باطل است . شرح مطلب بدينگونه است كه هرگاه بگوئيم « ما زيد الّا كاتب » و منظور اين باشد كه زيد صفت ديگرى غير از كتابت ندارد لازمه‌اش اين است كه مثلا صفت قيام و لا قيام را نيز دارا نباشد . و اين همان ارتفاع نقيضين است . ممكن است در اين دليل كسى خدشه كند و بگويد : منظور از ما زيد الّا كاتب اثبات صفت كتابت و نفى غير كتابت از صفات وجوديّه ديگر است و ما كارى بنقيض يك صفت يا صفات منفى نداريم زيرا نقيض امر عدمى است . جواب اينست كه بحث ما در حصر حقيقى است . و حصر حقيقى آن است كه غير از يك صفت چه مثبت يا منفى را نفى نمائيم .