بكر و خالد شاعر نيستند ، بلكه اين صفت منحصر در يك موصوف است بنام « زيد » .
براى حصر تعيين نيز از همين دو مثال ميتوان استفاده كرد . با اين فرق كه در حصر افراد مخاطب بطور جزم معتقد به چند صفت براى يك موصوف يا چند موصوف براى يك صفت است ولى در حصر تعيين بطور ترديد . مثلا در مثال « ما شاعر الّا زيد » بطور ترديد ميگويد عمرو و بكر نيز شاعرند . ما در ضمن حصر ، اشتباه او را بر طرف نموده و مطلب را برايش روشن مىكنيم و ميگوئيم فقط زيد شاعر است . و از اين جهت حصر تعيين ناميده شده كه مطلب براى مخاطب معيّن گرديده .
در حصر قلب مخاطب معتقد بيك صفت ديگر براى موصوف بوده مثلا ميگفته زيد كاتب است نه شاعر . ما به او ميگوئيم زيد شاعر است نه كاتب . و نيز مىگفته شاعر عمرو است نه زيد . ما به او ميگوئيم شاعر زيد است نه عمرو ، پس گويا عقيده او را وارونه كرديم . قلب نيز بمعنى برگردانيدن و وارونهكردن است . پس از اين شرح مختصر معلوم شد كه افراد و تعيين و قلب بحسب اعتقاد مخاطب است و اين تقسيم مخصوص حصر اضافى است .
و معنى دون فى الاصل : شارح كلمه « دون » را در عبارت مصنّف بمعنى « متجاوزا عن الصفة . . . » معنى نموده و سپس تحقيقى درباره شرح اين كلمه بيان كرده است كه خلاصهاش اينست : دون در اصل بمعنى مكان پستتر و پائينتر بوده . سپس از اين معنى انتقال يافته و بمعنى مكان معنوى به كار رفته . منظور از مكان معنوى . حالات
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٤٠