تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
را مىفهماند ، بطوركلى و همه جائى نيست بلكه اغلبى و اكثرى است . بدليل استقراء و ذوق سليم . استقراء يعنى تجسّس در كلمات بزرگان ادب كه بعد از تحقيق در كلمات آنها ديديم همه‌جا تقديم براى حصر نيست . ذوق سليم نيز از همه كلمات و تقديم مفعولها حصر را نمىفهمد . چنان كه بعضى اوقات تقديم براى اهتمام است . گاهى نام متبركّى است و براى آنكه زبان‌مان تبرك شود آن را مقدّم مينمائيم . گاهى نام لذيذى است و براى لذّت از آن مقدم مىشود گاهى چون در كلام سامع آن نام مقدم شده ما نيز مقدّم ميداريم . گاهى براى ضرورت شعرى مجبوريم مقدم كنيم و گاهى براى رعايت فاصلهء وسجعه ، كه فاصله در آيات قرآن و سجعه در نثرهاى غير قرآن . در آيه :
« خُذُوهُ فَغُلُّوهُ . . . »
جحيم براى اهتمام و نيز رعايت فاصله مقدم شده . در آيه
« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ . . . »
تقديم جار و مجرور فقط براى رعايت فاصله است چنان كه تقديم . في سلسلة . . . بخاطر رعايت فاصله است تقديم ، سائل و يتيم نيز به همان جهتى است كه در
« وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ »
ذكر شد ، و نيز براى رعايت فاصله است . و لهذا : چون تقديم مفعول اغلب براى معنى تخصيص است به همين دليل مثالهاى زيادى را ميتوان بعنوان شاهد دليل آورد . از آن جمله
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
و
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
كه معنى حصر در آن‌ها اينست كه عبادت مخصوص خدا است نه غير او و كمك خواستن و استعانت جستن نيز مخصوص خدا است . آيه
« لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ »
نيز اينطور است . و يفيد التقديم : تقديم مفعول علاوه برآنكه معنى تخصيص دارد ، مىفهماند كه ما به آن اسمى كه مقدّم گشته اهميّت بيشتر ميدهيم .