و اين در صورتى است كه بگوئيم فعل محذوف قبل از زيد در تقدير است و در حقيقت اينطور است : عرفت زيدا عرفته . 2 - تخصيص و اين در صورتى است كه فعل محذوف بعد از زيد در تقدير گرفته شود و در معنى زيدا عرفت عرفته مىشود . و اين تقديم ما هو حقّه التاخير است كه مفيد معنى حصر و تخصيص است در معنى حصر و تخصيص فرقى نيست كه مفعول ، مقدم بر فعل مذكور شود يا مقدّم بر فعل محذوف .
در
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » *
نيز براى افاده حصر و تخصيص ما فعل محذوف را كه متعلق جار و مجرور است بعد از « بسم » در تقدير ميگيريم يعنى
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ »
.
آيا « زيدا عرفت » بيشتر داراى تخصيص است يا « زيدا عرفته » ؟
جواب اينست كه « زيدا عرفته » بدليل اينكه در مثال دوّم علاوه بر تخصيص تكرّر اسناد دارد و اين تكرّر اسناد تخصيص بيشترى را مىرساند . و خود تخصيص درواقع غير از تكرار و تأكيد چيزى نيست .
و امّا نحو و امّا ثمود : اين عبارت در تمام نسخههاى متن مختصر المعانى نيست . منظور مصنف از اين آيه اينست كه در بعضى از موارد كلام قدرت تحمّل هردو معنى تأكيد و تخصيص را ندارد چنان كه در اين آيه است ، نميتوانيم فعل مقدّر را قبل از ثمود در تقدير بگيريم . زيرا اگر چنين كنيم دو ايراد لازم ميآيد كه شارح كتاب يكى از آنها را بيان نموده . آن دو ايراد از اين قرار است : 1 - دخول امّا بر فاء در صورتى كه بايد بين امّا و فاء اسم فاصله باشد . 2 - دخول امّا بر فعل . امّا بايد داخل بر اسم باشد چون نايب از فعل است و اگر بر فعل داخل شود دخول فعل بر فعل است .