زيد خطاى او را بر طرف مينمائيم ، و به همين جهت براى تأكيد اين كلام ميگوئيم : زيدا عرفت لا غيره . گاهى تقديم مفعول براى ردّ خطاء در اشتراك است چنان كه اگر مخاطب خيال ميكرده زيد و عمرو را شناخته ما به او ميگوئيم « زيدا عرفت » در تأكيد اينطور كلامى گفته مىشود « زيدا عرفت وحده » در انشائيات نيز اين بحثها جارى ميگردد مانند « زيدا اكرم » و « عمرا لا تكرم » .
فكان الاحسن : اين عبارت ايرادى است از شارح بر مصنّف كه اگر در عبارتش ميگفت تقديم مفعول براى افاده اختصاص است شامل هرسه قسم حصر قلب افراد و تعيين ميشد ، ولى باينطريق كه او گفته فقط شامل يك قسم شده و آن حصر قلب است . حصر افراد را نيز شارح بوسيله « و قد يكون ايضا لردّ الخطاء » داخل نمود .
و لذالك اى ولّان : باينجهت كه تقديم مفعول بر فعل براى افاده حصر است چند مثال عقلا صحيح نيست : 1 - « ما زيدا ضربت و لا غيره زيرا مفهوم تقديم زيد اينست كه ضرب بر غير زيد واقع شده و منطوق لا غيره منافى اين مفهوم است پس اين كلام متعارض و متناقض است . در يك صورت ميتوان گفت اين كلام صحيح است و آن در صورتى است كه تقديم زيد براى حصر نباشد بلكه براى اهتمام باشد . 2 - مثال « زيدا ضربت و غيره » كه نظير مثال اول است .
3 - « ما زيدا ضربت و لكن اكرمته . » زيرا سياق اين كلام غلط است و بايد « ما زيدا ضربت و لكن عمرا » باشد چون خطاء مخاطب در اين گونه مثالها بر روى فعل اكرام يا ضرب نيست تا ما چنين بگوئيم .
و اما نحو زيدا عرفته : « زيدا عرفته » داراى دو احتمال است : 1 - تأكيد
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٢٥