زيرا خود حذف تعميم را نمىرساند بلكه تعميم از مفعول مقدّر استفاده مىشود . بطوريكه اگر مفعول نيز ذكر شود تعميم استفاده مىشود پس حذف مفعول فقط براى فهماندن اختصار است .
ولى ما ميگوئيم عموم از حذف فهميده مىشود هرچند كه حذف براى عموم نباشد چنان كه قبلا هم نظير آن گذشت .
و اما للرعاية على الفاصله : يكى از نكات حذف مفعول رعايت فاصله است در آيات قرآن مانند
« وَ الضُّحى . . . »
كه در اصل « قلاك » بوده است . اگر كاف ذكر ميشد فاصله كه روى الف بود بهم مىخورد . اينجا نيز اختصار حاصل شده .
و امّا لاستهجان : گاهى مفعول را حذف مىكنند براى آنكه دلالت بر معنى زشت و ناپسند دارد پس ذكرش سزاوار نيست . مانند كلام عايشه كه گفت « ما رأيت . . . » عورت كه مفعول رأيت ، ورأى بوده در هردو جا حذف شده است .
و امّا لنكتة اخرى : نكات ديگر حذف مفعول عبارتست از اخفاء آن يا تمكّن از انكار آن . يا تعيّن يا ادعاء تعيّن . يا امثال اين نكات مانند تحقير ، تعظيم ، اختبار و تنبّه سامع ، كه اينها از بحثهاى قبل روشن است .
[ نكات تقديم مفعول ]
و تقديم مفعوله : از اينجا وارد بحث تقديم مفعول بر فعل ميشويم و نكات اين تقديم را بيان مىكنيم . از شبه مفعول نيز كه جار و مجرور و ظرف و حال و تميز و استثناء است بحث مىكنيم . اولين نكته ردّ خطاء در تعيين مفعول است چنان كه در مثال زيدا عرفت است .
مخاطب خيال ميكرد ما انسانى غير از زيد را شناختيم ، ولى ما با تقديم