تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و امّا به غير ذالك : اين جمله عطف است بر كلام قبل مصنف « امّا بالايضاح بعد الابهام » و منظور اينست كه انواع اطناب منحصر به آنچه گفته شده نيست بلكه ، به غير از آنها نيز اطناب انجام ميگيرد مانند
« الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ »
شاهد بر
« وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ »
است كه زائد بر اصل معنى است . زيرا ميدانيم كسانى كه حمله عرش الهىاند چون حمد و تسبيح خدا را انجام ميدهند . ايمان به او هم دارند . زيرا مرتبه حمد و تسبيح بعد از ايمان است ولى اين زياده داراى نكته است . نكته‌اش تذكر به ارزش ايمان و توجه و تمايل به آن است .

[ ايجاز و اطناب نسبى ]

فانّ الاختصار : اختصار بمعنى كوتاه آوردن كلام . يك مفهوم اضافى است يعنى هركلامى كه نسبت به كلام طويل‌تر از آن سنجيده شود ميگويند اختصار دارد . و مقصود مصنف در اينجا همين است يعنى اگر منظور ترك اطناب و آوردن كلام بطريق مساوات بود جمله
« وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ »
آورده نميشد . لانّ ايمانهم لا ينكره : مراد از « من يثبتهم » مخاطب است . و كون هذا الاطناب : اين عبارت جواب از سئوال مقدر است . ممكن است كسى بگويد : اين آيه نيز از انواع اطنابهاى قبل است . شارح با اين عبارت جواب ميدهد كه اگر در وجوه سابقه دقت شود معلوم خواهد شد كه اطناب اين آيه داخل هيچيك از وجوه قبل نيست . زيرا وجوه قبل اگر با واو ميآمد يا قصد عطف ميشد يا نه ، در صورت اول بنام اعتراض و در صورت دوم عطف خاص بر عام بود . و در اين مثال كه واو آمده قصد عطف بر ماقبل شده و از عطف خاص بر عام نيست . و اعلم : گاهى دو كلام را نسبت بهم مىسنجند به آنكه كوتاهتر است