تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
دلالت بر محذوف ماقبل خود ندارد مگر در نزد شخص فصيح . دوم آنكه اين گونه جمله‌اى كه مذكور مترتّب بر محذوف باشد فقط از عهده شخص فصيح برميآيد . زيرا غير او چنين قدرتى ندارد . او غيرهما : غيرهما عطف است بر مسببّة . يعنى جمله محذوف غير از سبب و مسبب است مانند « فنعم الماهدون » جمله محذوفه « هم نحن » بوده كه نه سبب است نه مسبب . بلكه مخصوص بمدح است « الماهدون » فاعل « نعم » است . چنان كه در بحث استيناف باب فصل و وصل گذشت . و اما اكثر : اين جمله ممكن است عطف بر « امّا جزء جملة » باشد و ممكن است عطف بر « اما جملة » ولى احتمال اول بهتر است زيرا اگر چندين معطوف بيآيند همه مربوط به اول خواهند بود . گاهى محذوف بيشتر از يك جمله است مانند
« أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ يُوسُفُ »
از اين آيه پنج جمله حذف شده : 1 - لاستعبره الرؤيا 2 - ففعلوا 3 - فاتاه 4 - فقال له 5 - ياء حرف نداء كه نايب از ادعو است .

[ ادّله حذف ]

و الحذف على وجهين : ايجاز حذف دو قسم است : اول آنكه چيزى بجاى محذوف نيآيد بلكه با قرينه ، محذوف معلوم شود . دوم آنكه بجاى محذوف كلماتى ميآيد مانند « و ان يكذبوك فقد كذّبت رسل من قبلك » جواب ان شرط كه « فلا تحزن و اصبر » بوده حذف شده و بجاى آن « كذّبت رسل » قرار گرفته . « فقد كذّبت رسل » به اين دليل جواب شرط نيست كه جواب بايد مترتب بر شرط باشد و در اينجا نيست زيرا تكذيب محمد صلّى اللّه عليه و آله الآن است و تكذيب رسل در گذشته بوده و ماضى مترتب بر مضارع نميشود .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 210 | احمد امين شيرازى