« اكرمنى ، اكرمك » بتقدير « اكرمنى ان تكرمنى اكرمك » گاهى محذوف ، جواب شرط است كه بخاطر اختصار حذف ميگردد مانند آيه
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ » *
جواب اذا « اعرضو » محذوف است بدليل مابعدش
« وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ » *
جواب شرط بعلل ديگرى غير از اختصار نيز حذف مىشود . مانند آنكه بفهمانند جواب شرط چيزى است كه قابل توصيف نيست . يا براى آنكه از حذف جواب شرط ذهن سامع به آنچه كه قابل تصور اوست متوجه شود . براى هردو جهت آيه
« وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ »
شاهد است جواب شرط « لرأيت شيئا فظيعا » است حذف شده يا براى آنكه بفهمانيم واقف بودن كفّار بر آتش بقدرى عجيب است كه نميتوان آن را توصيف كرد . يا براى آنكه ذهن شنونده به آنچه كه خود ميداند برود .
او غير ذالك : او عطف بر مضاف است يعنى محذوف گاهى جزء جمله است مانند مضاف و . . . و مانند معطوف با حرف عطف آن مثل
« لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ . . . »
كه
« مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ »
حذف شده با واو عاطفه آن بدليل مابعد آيه كه فرموده
« أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً »
. . .
« مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا »
.
و اما جمله : امّا عطف است بر امّا جزء جمله . يعنى گاهى محذوف در ايجاز بحذف جزء جمله است و گاهى خود جمله .
ان قلت : ممكن است كسى بگويد : شرط يا جزاء به تنهائى جملهاند چرا مصنف آنها را جزء جمله آورد . شارح جواب ميدهد منظور از جمله كلام مستقلى است كه جزء كلام ديگرى نباشد . چون هريك از شرط و جزاء به تنهائى استقلال ندارند جزء جمله به حساب مىآيند .