مسببّة عن سبب مذكور : « مسببة » بدل از جمله است . يعنى جملهاى كه حذف مىشود مسبّب است از سبب ذكر شده مانند
« لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ »
مسبب . شكست كفّار و غلبه اسلام بوده حذف شده و بجاى آن احقاق حق و ابطال باطل آورده شده .
او سبب لمذكور : گاهى برعكس آنچه گفته شد مسبب ذكر مىشود و سبب حذف ميگردد . مانند
« فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ »
شاهد بر « انفجرت » است كه مسببّ است و سبب آنكه « ضربّه بها » بوده حذف شده .
و يجوز ان يقّدر : احتمال ديگر اين آيه اينست كه « فان ضربت بها » حذف شده ، طبق اين احتمال نيز سبب محذوف است . با اين فرق كه در احتمال اول سبب بعنوان جمله مستقل محذوف است . و در اين احتمال سبب بعنوان جزء جمله . و چون بحث ما در حذف جمله بوده اين احتمال در اينجا شاهد مثال نخواهد بود .
و مثل هذه الفاء : شارح ميگويد : اين گونه « فا » در هركجا كه معنى ترتيب بدهد بنام فصيحه خوانده شده . و باينجهت فصيحه گفتهاند كه از جمله مقدّره پرده برميدارد و نشانگر محذوف است . و مىفهماند كه مذكور مترتّب بر محذوف است .
ولى بعضى گفتهاند « فا » فصيحه است . در صورتى كه محذوف جمله مستقل باشد و بعضى گفتهاند در صورتى كه محذوف شرط باشد . بعضى گفتهاند بهر دو تقدير فصيحه گفته شده چون دالّ بر محذوف است .
در وجه تسميه فصيحه دو وجه ديگر نيز هست . اول آنكه فاء