بگوئيم الفاظ و معانى را كه با يكديگر بسنجيم يا الفاظ با معانى برابرند در اين صورت مساوات است يا كمترند ايجاز است يا بيشترند اطناب است . پس مساوات آن است كه لفظ و عبارت به اندازه معانى كه مقصود متكلم بوده است باشد . و ايجاز جائى است كه الفاظ از معانى منظور كمتر باشند ولى معنى را برساند . كه اگر نرساند ايجاز مخلّ است . و اطناب آن است كه الفاظ از معانى مراد بيشتر باشند و الفاظ بيشتر مفيد فايده هم باشند و اگر مفيد نباشند بنام تطويل ناميده مىشود .
و احترز بواف : مصنف در تعريف ايجاز گفته بود « بلفظ ناقص عنه واف » بقيد « واف » احتراز از ايجاز مخلّ كرد . ايجاز مخلّ آن است كه لفظ ناقص از اصل مراد باشد و منظور را نفهماند مانند و العيش خير فى . . . اين شعر از حارثه حلّزه يشكرى است كه يكى از اصحاب معلقات است . و سه كلمه حذف شده يكى بعد از عيش . يعنى العيش الناعم . دوم از « ممّن » يعنى من عيش من عاش . سوم فى ضلال العقل . پس ايجاز دارد . امّا چون معنى را نمىرساند مخلّ است منظور شاعر اينست كه زندگى بهتر است در سايههاى احمقى از كسىكه زندگى كرده به زحمت و مشقت در سايه عقل و فهم . و كلامش اين معنى را نميرساند .
[ تطويل و حشو ]
و احترز بفائدة : مصنف در تعريف اطناب گفته بود ان يكون زايدا عليه لفائدة به قيد لفائده از تطويل و حشو احتراز نمود . تطويل آنست كه لفظ زائد بر اصل مراد باشد ولى آن زيادى فائدهاى نداشته باشد .
و از دو حال بيرون نيست زيرا يا آن زياده متعيّن است كه بنام حشو