تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بنوّت . و ايجاز و اطناب هم از امور نسبيّه‌اند . و الجواب انه : جواب اين ايراد را شارح بيان نموده باينكه منظور سكاكى اين نبوده كه ايجاز و اطناب قابل تعريف نيستند . بدليل اينكه او نيز دو تعريف براى آنها آورده . بلكه منظورش اينست كه تعريف تحقيقى و تعيينى براى آنها نميتوان آورد . يعنى نميتوان گفت اين مقدار اطناب است و اين مقدار ايجاز . ثم البناء على : دومين ايراد مصنف اينست كه دو معيار سكاكى براى ايجاز و اطناب احاله نمودن بر جهالت است . يعنى طورى است كه كسى درك نمىكند چه‌مقدار ايجاز است و چه‌مقدار اطناب زيرا اولا طبقات عرف مختلف‌اند و ثانيا مقامات گوناگونند . و الجواب انّ : جواب اين ايراد را هم شارح چنين داده كه متعارف اوساط و مقتضاى حال و مقام هردو معلوم است . امّا اوساط كسانى هستند كه در اداء معانى قادر نيستند كه عبارات گوناگون بيآورند يا در عبارات تصرف نمايند و نكات لطيف و دقيق بسازند بلكه سبك و روش خاصى دارند كه براى بلغاء و غيربلغاء معلوم است و آن روش را در معاملات و محاورات به كار مىبرند . امّا مقتضيات حال و مقام را بلغاء خوب مىشناسند . پس اين دو معيار ردّ به جهالت نيست بلكه روشن و واضح است . و الاقرب الى الصواب : بعد از آنكه مصنف تعريف سكاكى را قبول نكرد . خود ميخواهد هريك از ايجاز و اطناب و مساوات را تعريف نمايد . لذا ميگويد الاقرب الى الصواب . ولى بايد دانست كه « اقرب » در اينجا معنى تفضيلى ندارد . يعنى نزديك به حق اينست كه