تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
كه قابل براى تحديد و تعيين‌اند . مانند انسان كه حيوان ناطق است . امور نسبى و اضافى آنهايند كه ذاتا قابل تحديد نيستند . بلكه بايد آنها را با غيرشان سنجيد و اندازه‌گيرى نمود . مانند فوقيّت و تحتيّت . سكاكى چون ايجاز و اطناب و مساوات را از امور نسبيّه يافته فرموده : نميتوان درباره اين سه كلمه تعريف و تحقيق آورد . مثلا موجز كلامى است كه مختصر باشد نسبت بكلامى كه طولانىتر است ، و مطنب كلامى است كه طولانى است نسبت بكلامى كه مختصرتر است . و البناء على امر عرفى : سكاكى فرموده چاره‌اى نيست جزآنكه بنا را بر عرف گذاشت و منظور از عرف چيزى است كه بين اهل عرف متعارف است كه در بيان مقاصد و مطالبشان به آن مقدار عبارت ميآورند . پس هركلامى كه از متعارف اوساط كمتر باشد ايجاز است و آنچه بيشتر باشد اطناب است و بين اين هردو مساوات . و هو اى هذا الكلام : كلام اهل عرف در باب بلاغت نه قابل ستايش است و نه سزاوار مذمت زيرا هدف آنان اينست كه مقاصد خود را بالفاظ موجود بطريق دلالت‌هاى وضعيّه بيان كنند . بطورىكه در حكم نعيق نباشند . منظور از نعيق صداى حيوانات است كه آنها براى فهماندن غرض و مقصد خود بدون هيچگونه مناسبتى آواز مىكنند . فالايجاز اداء . . . : اينك كه ميزان و مناط متعارف اوساط شد ايجاز و اطناب را سكاكى اين گونه تعريف نموده . ايجاز اداكردن مقصود و مراد است به كمتر از عبارت متعارف اوساط و اطناب اداء مراد