تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
نحو كلمته فوه الى فىّ : جمله اسميّه كه حال شود مانند اين مثال است . شارح جمله را بتأويل مفرد برده تا بفهماند جمله اسميّه ممكن است حال از فاعل « تاء كلمتّه » يا حال از مفعول « ضمير فعل » يا حال از هردو باشد . مشافهه بمعنى لب‌برلب بودن است يعنى من با او سخن گفتم درحالتىكه من با او مشافه بودم . يا او با من مشافه بود يا هردو باهم مشافه بوديم . و ايضا المشهور : اين عبارت براى آن است كه بفهماند هرگاه جمله اسميّه حال شود به دو دليل آوردن واو ارجح است : 1 - جمله اسميّه دالّ بر ثبوت است پس با حال مفرده كه دالّ بر انتقال است مغاير است . 2 - جمله اسميّه ظهور در استيناف دارد . و استيناف ظهور در عدم ارتباط بما قبل دارد . ضمنا عبارت « لا على حصول صفة غير ثابته » نفى در نفى است و معنى اثبات خواهد داد . نحو فلا تجعلوا للّه اندادا : شاهد بر جمله اسميّه است كه با واو حال شده « تعلمون » را شارح دوگونه معنى مينمايد . اول آنكه بدون مفعول بوده و فعل متعدّى نازل منزله لازم گرديده مانند آيه
« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ . . . »
و باينجهت تفسير به انتم من اهل العلم و المعرفة كرده . دوم آنكه براى آن مفعول مخصوص ذكر نموده . و آن ماء موصوله « ما بينهما من التفاوت » است ضمير « ما بينهما » به « ما بين اللّه و بين الانداد » راجع است يعنى براى خداوند شريك قرار ندهيد در حالتى كه شما تفاوت بين خدا و شركائى كه براى او تصور نموديد مىدانيد . و مىفهميد كه خدا خالق است و آنها مخلوق و ناتوان .