تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
بخلاف المثبت : ماضى مثبت دالّ بر مقارنت نيست و از اين جهت بخلاف منفى است بعنوان مثال « ضرب » باعتبار وقوع ضرب در جزئى از اجزاء زمان گذشته صادق است . و دلالت بر استمرار وقوع اين حدث نمىنمايد . و ذالك لانّهم : شارح استمرار نفى و عدم استمرار اثبات را اين گونه بيان نموده كه نفى و اثبات از جهت معنى نقيض يكديگرند . پس از جهت زمان نيز مىبايست متناقض باشند بدين‌گونه كه اثبات به صورت معنى موجبه جزئيّه است زيرا مقتضى يك زمان است بخلاف نفى كه به صورت سالبه كليّه است و مقتضى نفى دائم است . و تحقيقه : دليل جزئيت ايجاب . و كليّت سلب اينست كه نفى استمرار عدم است . در استمرار عدم احتياج به سبب نيست زيرا اصل در حوادث عدم است و تا سبب وجود نباشد عدم استمرار خواهد داشت . ولى استمرار وجود كه بمعنى بقاء حادث است احتياج به سبب وجود دارد زيرا وجود بعد از وجود است و ادامه اين وجودات بدون علّت محال است پس اصل استمرار را درباره نفى ميتوان اجراء نمود . ولى درباره اثبات قابل اجراء نيست . و ان كانت اسميّة : هرگاه جمله اسميّه حال شود آوردن واو و ترك آن مساوى است ولى مشهور جواز ترك واو است . بدليل آنكه بر خلاف ماضى مثبت است . يعنى دلالت بر مقارنت دارد . ولى دالّ بر حصول صفت غيرثابته نيست . دالّ بر مقارنت است به جهت آنكه مثبت است . و دالّ بر حصول صفت غيرثابته نيست به جهت آنكه جمله اسميّه دلالت بر دوام و ثبوت دارد .