آنجا كه در علم بديع از كار وهم الهام گرفته شده و صنعتى بنام طباق ساختهاند . كه شرح آن در فن سوم كتاب ميآيد . مانند :
آسمان و زمين و پست و بلند * شاه و درويش و بنده و مولى
ولى عقل هريك از ضدين را جداگانه تصور و درك مينمايد .
و كارى بضد ديگر ندارد .
او خيالى : قسم سوم از اقسام جامع ، جامع خيالى است . قوه خيال خزانهدار صور جزئيّه است . اين قوه نسبت به جاندارها از نظر كار و حرفه ، مكان و زمان و آداب و رسوم بسيار متفاوت است چنان كه در خيال كارگر يك كارخانه چيزى است كه در خيال كارگر كارخانه ديگر از ابزار و آلات و مواد توليدى نيست و نيز آنچه در ذهن يك كشاورز است غير از آنچه در ذهن و خيال يك محقّق است و . . . در عبارت شارح و مصنف « على العطف » متعلق به « سابق » است و « لاسباب مؤديه » متعلق به « تقارن » و منظور از عبارت اينست كه بين تصور دو امر بايد تقارن در خيال باشد و اين تقارن بايد قبل از عطف گرفتن و سابق بر عطف باشد . و تقارن در خيال بخاطر اسباب و وسائلى است كه مؤدّى به اين تقارن است .
و لصاحب علم المعانى : مهمترين بحث علم معانى باب فصل و وصل است و مدار و مركز اين باب بحث جامع است و بين اقسام جامع « جامع خيالى » بيشتر مورد استعمال است چه اينكه اين جامع مربوط بزندگى و كارهاى روزمرّه مردم است كه با آنها سروكار دارند و در ذهنشان است و چنان كه گفتيم در فكر و خيال هركس چيزى است كه در خيال ديگرى نيست و در اين قسمت صاحب مفتاح در كتاب خود