تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
او شبه تضادّ : منظور از شبه تضادّ آن است كه دو چيز ضد هم نباشند و موصوف به وصف ضد نگردند بلكه هريك مستلزم باشند معنائى را كه ديگرى مستلزم منافى آن است كه اين نيز دو قسم است اول در محسوسات مانند سماء و ارض و دوم آنچه اعم از محسوسات و معقولات است مانند اول و ثانى . مثال براى آنكه دو جمله به يكديگر عطف شوند و جامع آنها وهمى باشند السماء مرفوعة لنا و الارض موضوعة لنا . دو مسنداليه وهمى است كه بوسيله شبه تضادّ تحقق يافته . و نيز مانند الاول سابق و الثانى لاحق . و لم يجعلا متضاديّن : شارح علت اينكه اول و ثانى را علماء متضادين قرار نداده‌اند اين گونه بيان مينمايد : كه در اول و ثانى از جهت تضادّ شدنشان دو اشكال است : 1 - بعضى گفته‌اند : بين متضادّين بايد غايت خلاف باشد و بين اول و ثانى قرب است . اگر در تعريف تضاد از اين قيد چشم‌پوشى كنيم دچار ايراد دوم خواهيم شد و آن اينست كه متضادين دو شىء وجوديند . و اولى و ثانى اينطور نيست . زيرا در تعريف « اوّل » عدم آمده چنان كه شارح ميگويد « و لا يكون مسبوقا بالغير » پس يكى وجودى و ديگرى عدمى شد . پس بايد گفت شبه تضاد دارند . فانه اى انما جعل : تضاد از اقسام جامع وهمى شد . در صورتى كه از اقسام تقابل است و مربوط بوهم نيست . مصنف از اين ايراد جواب داده و ميگويد : علت اينكه تضاد و شبه تضاد جامع وهمىاند اينست كه وهم هردو را مانند تضايف ميداند . به اين معنى كه اگر يكى از متضادين را در ذهن حاضر گرداند ديگرى را نيز حاضر خواهد كرد . تا