تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
هم غير از « ما نحن فيه » هست ولى در شاهد نيست . « اراها » به صورت فعل مجهول معنى « تطنّ » دارد . يعنى سلمى گمان مىكند بجاى او ديگرى را طلب مينمايم . من گمان مىكنم كه او در خيالات خود سرگردان است . جمله « اراها » ممكن بود كه با واو عطف بر « تطنّ » شود زيرا مسند در تطنّ فعل « ظنّ » است و در « ارى » فعل « راى » كه بمعنى ظن است . پس مناسبت موجود است . و مسنداليه در جمله اول « سلمى » و در جمله دوم « شاعر » است كه نسبت بهم زوجتين‌اند . ولى عطف نشد براى آنكه خيال ميشد عطف بر « ابغى » شده . كه در اين صورت معنى شعر فاسد مىگشت . زيرا معنى چنين بود : سلمى گمان مىكند من بجاى او ديگرى را طلب مىكنم . و سلمى گمان مىكند كه من گمان مىكنم كه او در ضلالت و گمراهى سرگردان است . پس « اراها فى الضلال تهيم » از مظنونات سلمى ميشد در صورتى كه اينطور نيست .

[ بحث استيناف ]

و يحتمل الاستيناف : اين شعر احتمال ديگرى هم دارد و آن اينست كه جمله « اراها . . . » جواب از سئوال مقدّر باشد . و در اصطلاح بيانيّين چنين جمله‌اى را استيناف مىنامند . و نامش استيناف بيانى است . گويا كسى مىپرسد سلمى كه اينطور گمانى كرده تو او را چگونه مىپندارى ؟ جواب ميدهد گمان من اينست كه او در وهم و خيال سرگردان است . ممكن است كسى سئوال كند چرا جمله‌هاى استيناف بيانى با واو نميآيد ؟ جواب اينست كه جمله‌هاى جواب هيچگاه عطف بر سئوال نميشوند . زيرا خودشان مربوطند . جمله‌هاى جواب از سئوال مقدّر نيز مانند آنهايند و فرقى باهم ندارند .