تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و امّا كونها كالمتّصله : قسم چهارم از مواضع فصل بين دو جمله جائى است كه جمله دوم مثل متصل بجمله اول باشد . و اين در مقامى است كه جمله اوّل ايجاد سئوال كند . و جمله دوم جواب آن سئوال باشد . چنان كه جواب بسئوال عطف نميشود جمله دوم هم باوّل كه مفهم سئوال است عطف نميشود . قال السكاكى : سكاكى گفته است آن سئوالى كه از جمله اوّل استفاده مىشود . همانند سئوال واقعى است و اينكه همانند سئوال واقعى است . بخاطر نكته و جهتى است . آن نكته يكى اينست كه سامع سئوال نكند . دوم اينست كه از سامع بخاطر تحقير به او كلامى شنيده نميشود . و نمىخواهيم به او مجال سخن و پرسش بدهيم . سوّم آنست كه اگر او سئوال نمايد كلام ما قطع مىشود . و ما جمله دوم را جواب سئوال مقدّر قرار ميدهيم تا كلام ما قطع نشود . چهارم آنست كه ميخواهيم الفاظ ، كمتر و معنى بيشتر باشد و اگر سامع بخواهد سئوال كند الفاظ هم نيز زياد مىشود . و غير از اين چهار مورد ممكن است موارد ديگرى هم باشد كه بخاطر آن موارد جمله ما جواب از سئوال مقدّر شود مانند تنبيه بر فطانت و زيركى سامع . و اينكه مقدّر در نزد او مانند مذكور است . از اين 4 مورد دو موردش را مصنف در عبارت خودش از كلام سكاكى نقل كرده و دو موردش را شارح ميآورد . و ليس فى كلام السكاكى : در اين مقام كه جمله اوّل فهماننده سئوال است و جمله دوم جواب آن سئوال بين عبارت مصنف و سكاكى تفاوت است . مصنف گفته است جمله اول نازل منزله سئوالى است كه از آن فهميده شده و جمله دوم جواب آن سئوال