لان عدم الاقامه : آيا ممكن است شعر « اقول له ارحل » را از باب تأكيد يا بدل بعض به حساب آورد ؟ جواب اينست كه « عدم اقامه » با « ارحل » مغاير است . پس تأكيد نميشود . بدل بعض هم نيست چون داخل در « ارحل » نيست .
و لم يعتد ببدل : مصنف نامى از بدل كل نيآورده . زيرا بعقيده شارح بدل كل از كل در جملهها نميآيد .
بدليل اينكه دو خصوصيت در بدل است كه با جمله سازگار نيست . اولا در بدل حتما مغايرت لفظين شرط است و ثانيا مقصود از آوردن بدل در كلام كلمه دوّم است . بطوريكه گفتهاند : مبدلمنه در حكم سقوط است . جمله با اين خصوصيات نميسازد پس بدل كل از كل در جمله نميآيد . بالخصوص جملههائى كه محلى از اعراب ندارند .
مع ما بينهما : غرض شارح اينست كه جمله لا تقيمّن نسبت به جمله « ارحل » بدل اشتمال است نه چيز ديگر زيرا بين ايندو جمله ملابسة لزوميّه است . منظور از ملابسة لزوميّه اينست كه امر به چيزى مانند ارحل مستلزم نهى از ضدّ آن است مانند اقامه . پس ارحل ميفهماند كه بايد از اقامه نهى كرد .
و الكلام فى الجملة الاولى : اين جمله جواب از سئوال مقدّر است .
گويا كسى ميگويد : بحث مصنّف در دو جملهاى بود كه محلّى از اعراب نداشته باشد . در صورتى كه ايندو جمله در شعر مفعول « اقول » هستند . پس در محل نصباند . جواب شارح اين است كه مصنف مثال زده براى كمال اتصال بدون توجه به آنكه دو جمله محلى از اعراب داشته باشند يا نه .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٣٧