و شرط الخبر فيهنّ الاختصاص : بايد توجه داشت كه اگر اين سه امر بخواهد مسوّغ براى ابتداء به نكره باشند بايد خبر طورى بيان شده باشد كه مضافاليه ظرف در امر اوّل و مجرور در دوّم و مسنداليه فعل در سوم ، شرايط مبتدا شدن داشته باشد و خبر به واسطه همين امور يك نحوه اختصاص و تعيّن پيدا كند و آنگاه اخبار از آن نكره مفيد فايده است . به عنوان مثال در آيه اوّل ظرف « لدى » خبر است و به معناى « نزد » است كه به واسطه اضافه آن به ضمير « نا » يك نحوه اختصاص پيدا كرده است و متعيّن شده است ، و آن تشخّص و تعيّن اين گونه است : كه در نزد گروهى مشخّص آن مبتدا « مزيد » وجود دارد بنابراين خود مبتدا نيز يك نحوه تشخّص پيدا مىكند به اينگونه كه مراد از « مزيد » نه هرمزيدى است بلكه مزيدى كه در نزد يك گروه خاص است . و در آيه دوّم كه مجرور « كل » است چون اين كلمه به همراه مضافاليه خود ، داراى معناى عموم است بنابراين مشخص مىشود ، آن مبتدا اختصاص به كى دارد و آن عموم و همه أفراد « أجل » است ، و در مثال سوّم كه جمله خبر است ، به واسطه اينكه فاعل فعل « قصدك » معلوم و معرفه است كه آن « غلامه » مىباشد ، مشخص مىشود كه قاصد كيست و در نتيجه صاحب آن غلام نيز مشخص مىشود . بنابراين خبر ظرفى يا جار و مجرورى و يا جملهاى اگر بخواهد مسوّغ ابتداء به نكره باشد بايد به واسطه مضافاليه و يا مجرور و يا مسنداليه ، يك نحوه اختصاص و تعيّن و تشخّص داشته باشد كه آن هم به اين صورت حاصل مىشود كه مضافاليه يا مجرور و يا مسنداليه ، معرفه و يا حداقل شرايط مبتدا شدن را دارا باشند . « 1 »
بنابراين اگر گفته شود « في دار رجل » اين عبارت غلط است زيرا مجرور « دار » داراى شرايط ابتداء و مبتدا شدن را ندارد و به عبارت ديگر جار و مجرور يك نحوه اختصاص و تشخص ندارد و در اين مثال مشخص نيست كه در چه خانهاى مردى است لذا اين خبر مفيد فايده نيست زيرا حتما در عالم و در يك زمان در خانهاى يك مرد هست و اين براى همه معلوم است و اخبار به آن فايده و ارزشى ندارد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : أوضح المسالك : 1 / 143 ، التصريح على التوضيح : 1 / 168 ، حاشية الصبان : 1 / 204 .