تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
جائني » باعث تخصيص و روشن شدن بيشتر « رجل » نمىشود ، لذا بود و نبود اين وصف مساوى است ، بنابراين وصفى موجب جواز ابتداء به نكره مىشود كه باعث روشن شدن بيشتر و تخصيص و تقييد آن اسم نكره گردد به طورى كه اگر اين وصف نباشد آن نكره به شدت مبهم باشد . و الثاني : مثال براى وصف تقديرى كه مجوّز ابتداء به نكره مىشود ، قول اعراب است كه مىگويند : « السمن منوان بدرهم » و « السمن » مبتداى جمله كبرى و « منوان » مبتداى جمله صغرى است كه نكره بوده و توصيف به وصفى مقدّر است و وصف آن جار و مجرور « منه » مقدّر است كه متعلق به شبه فعل عام بوده است و تقدير مثال اين گونه است : « السمن منوان كائنان منه بدرهم » و « بدرهم » جار و مجرور ، متعلق به شبه فعل عام خبر « منوان » و كل جمله « منوان بدرهم » در محل رفع ، خبر براى « السمن » است . و مانند اين مثل در قول عربها : « شرّ أهرّ ذاناب » « 1 » كه مبتدا « شر » نكره بوده و توصيف به وصف مقدّر شده است كه « عظيم » يا « أيّ شر » مىباشد زيرا معناى مثال اين گونه است « شرّ أيّ شرّ أهرّ ذاناب » يعنى « شرى كه اينچنين صفت دارد بزرگ است - بنابر تقدير اوّل - كه چه شرى است - بنابر تقدير دوّم مراد عظمت آن شر است - به زوزه درآورده است آن صاحب نيش را - مراد سگ است » . و الثالث : قسم سوم كه وصف معنوى و باطنى يك كلمه باعث صلاحيت ابتداء به نكره مىشود مانند : « رجيل جاءني » است كه « رجيل » چون اسم تصغير است در خود متشكل از دو معناست كه عبارت از « رجل صغير » است و همانطور كه « رجل صغير » مىتواند مبتدا واقع شود ، لفظى كه به معناى آن است نيز مىتواند مبتدا واقع گردد . و مثال ديگر قول اعراب در باب تعجب است ، مانند : « ما أحسن زيدا » زيرا كلمه « ما » در باب تعجب مبتدا بوده و الفاظ بعد از آن خبر است و « ما » داراى دو بعد معنوى مىباشد كه صفت و موصوف هستند كه آن عبارت است از : « شيء عظيم أحسن زيدا » و همين باعث جواز ابتداء به آن شده است . و بايد توجه
هامش
( 1 ) - مجمع الأمثال : 2 / 172 .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 86 | غلامعلى صفايى